date_range دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ access_time ۰۶:۰۴:۱۹ ب.ظ

قدر و ارج هنرمند را بدانیم! سرگذشت موسیقی ایران/ روح‌الله خالقی دل گویه

قدر و ارج هنرمند را بدانیم!
آنان که با هنر سر و کار دارند، می‌دانند که روزهای‌شان یکسان نیست.
گاه بر سر ذوق‌اند و گاه هیچ حوصله‌ای ندارند. این چه شوقی است که ذوق هنرمندان را تحریک می‌کند و موجب پیدایش آثار نغز هنری می‌گردد، معلوم نیست!
گویی شراره‌ای است که خرمن وجود هنرمند را می‌سوزاند و از همین سوختن، که چه خوش سوزشی است، اثری به وجود می‌آید که اغلب خوب و شگرف و دلرباست. این اثر هرگز بستگی به کوشش ندارد؛ چه، ممکن است گاهی هنرمندی بکوشد، ولی نتواند اثری دل‌پسند به‌وجود آورد.
اگر بعضی تصور می‌کنند آسایش خاطر و زندگانی با رفاه موجب این آثار می‌شود، اشتباه فرض کرده‌اند. چه بسا اتفاق افتاده است که در کمال نومیدی و حرمان، آثاری شگفت از هنرمند پدید آمده است و چه بسا که وی در کمال آرامش و راحت بوده و نتوانسته است ابداع و ابتکاری کند.
شاید این خود دلیل است که هنرمند باید رنج‌ها کشیده و سختی‌ها دیده باشد تا بتواند شعری سوزان و نغمه‌ای جان‌کاه بسازد که از شنیدنش، آنان‌که دل دارند، اشکی بریزند و آبی بر آتش قلب فروزنده بپاشند.
اگر هنرمند عاشق کار خود باشد، این ناکامی‌ها او را از پا در نمی‌آورد. می‌کوشد که بر نامرادی‌ها چیره شود. می‌سوزد و می‌سازد. گام بر می‌دارد و نومید نمی‌شود. وای از آن وقتی که خسته و ناتوان شود! پشت پا به همه چیز می‌زند و درمانده و دلسرد، گوشه‌ای عزلت می‌گیرد و در به روی خود از همه می‌بندد! این جاست که دوران کار او به سر می‌رسد. در کشورهایی که تشویق هست و قدر و ارزش هنر را می‌دانند، هنرمند ناامید هم ممکن است دوباره سر شوق آید و فروغی بر دیده‌اش بتابد و ایام از دست رفته را جبران کند؛ اما نه در محیط ما، که چیزی که برایش ارزشی نمی‌شناسند، هنر و هنرمند است!
سرگذشت موسیقی ایران/ روح الله خالقی

نمایش موجودیت‌ها