date_range جمعه ۲۰ مهر ۱۳۹۷ access_time ۰۷:۴۷:۳۸ ب.ظ

» گفت‌وگو با علیرضا ذاکری، کاریکاتوریست و گرافیست پیشکسوت کشورسید نظام‌الدین حسینی صبح نو- شیرین طنز ایستگاه

» گفت‌وگو با علیرضا ذاکری، کاریکاتوریست و گرافیست پیشکسوت کشورسید نظام‌الدین حسینی صبح نو- شیرین طنز  ایستگاه
» گفت‌وگو با علیرضا ذاکری، کاریکاتوریست و گرافیست پیشکسوت کشورسید نظام الدین حسینی
ستاد علیرضا ذاکری نقاش، کاریکاتوریست و گرافیست برجسته کشور است. او از دوران جنگ کار حرفه‌ای را شروع کرده و بعدها در پرمخاطب‌ترین رسانه‌های کشور فعالیتش را ادامه داده است. ویژگی برجسته استاد ذاکری تبحر ایشان در کشیدن پرتره‌هاست.
در سال‌های اخیر پرتره‌های ایشان از شخصیت‌های فرهنگی، سیاسی و علمی بارها خبرساز شده است. اندکی پس از 50سالگی به سراغ او رفتیم تا یک عمر فعالیت هنری‌اش را مرور کنیم. با ما همراه باشید.

*جناب ذاکری جایی گفته بودید هنر را از 10سالگی شروع کردید. چطور وارد عرصه هنر و نقاشی شدید؟ اصلا چرا به این حوزه علاقه پیدا کردید؟
ما تا آمدیم دست چپ و راستمان را بشناسیم انقلاب شد. انقلاب هم با خودش ذائقه تازه‌ای آورد. تراکت، پوستر و نقاشی جزو لوازم اولیه هر قیامی است.
وقتی آدم‌ها به کف خیابان می‌آیند پلاکارد و پارچه‌نوشته در دست می‌گیرند که همه این‌ها هم به خوشنویسی و نقاشی و گرافیک منتهی می‌شود. آن سال‌ها انقلاب باعث شده بود هنر در سراسر کشور فراگیر شود. شانسی که من داشتم این بود که برادر بزرگترم به شکل تجربی نقاشی کار می‌کرد. من کلاس اول راهنمایی بودم.
وقتی می‌دیدم مدادرنگی برادرم 64رنگ دارد شگفت‌زده می‌شدم. همین ذوق و علاقه باعث شد کهqJ D8رگیر نقاشی شوم. با ترس و لرز به وسایل نقاشی برادرم دست می‌زدم. یکی، دو سال بعد بود یک‌روز گفت تو تا این حد علاقه داری؟! بعد همه وسایل نقاشی‌اش را به من بخشید.
* پرتره چه کسانی را در دهه60 کشیدید؟
خیلی از چهره‌های شخصیت‌های انقلابی را که بعدها شهید شدند یا نشدند در همان سال‌ها بارها کشیده‌ام. یکی از مواردی که جالب بود به‌عنوان روابط عمومی پیشنهاد دادیم که به غیر از چهره شهدا و شخصیت‌های برجسته انقلاب، چهره بعضی سیاست‌مداران را هم نقاشی کنیم! مسوول‌مان خیلی عصبانی شد برافروخته گفت: مگر رنگ‌هایتان اضافی است!
*شما در دهه70 حضور پر رنگی در عرصه کاریکاتور داشتید؟ چه شد که از نقاشی به کاریکاتور متمایل شدید؟
در دوران زندگی‌ شانس دیگری که داشتم آن دوستی و آشنایی با محمدحسین جعفریان بود. ما با هم در یک محل بودیم. خانه‌مان روبه‌روی هم بود. از محل و بسیج بگیر تا تمام این سال‌ها ما با هم همراه بودیم. در سال 1368 بود که با ایشان به نمایشگاه کاریکاتور گروه «کاسنی» در مشهد رفتیم.
آن نمایشگاه اتفاق بزرگی در فعالیت هنری‌ام رقم زد. به عینه دیدم که کاریکاتور چه پتانسیل عجیبی دارد و چقدر راحت می‌توان با این هنر سراغ موضوعات اجتماعی و سیاسی رفت. انصافا هنوز هم چنین نمایشگاهی در ایران تکرار نشده است. نمایشگاهی که با آن جسارت بخواهد سیاست‌مداران و نظام سرمایه‌داری را به نقد بکشد.
*از چه زمانی وارد فضای مطبوعات و کاریکاتور کشیدن برای مطبوعات شدید؟
از سال 1372 با روزنامه «قدس» فعالیت مطبوعاتی‌ام شروع شد. فضای مطبوعاتی آن دهه چیز دیگری بود. شرایطی ایده‌آل برای کار کردن. خیلی از مباحثی که بعدها در فیلم‌هایی مثل آژانس شیشه‌ای مطرح شد ابتدا از فضای مطبوعاتی شروع شد. همزمان با روزنامه قدس مشهد، در تهران با بچه‌های نشریات شلمچه و جبهه و خود آقای ده‌نمکی آشنا شدیم. برای حوزه هنری جلد کتاب طراحی می‌کردم. سال 1377 به تهران آمدم و در روزنامه رسالت به عنوان کاریکاتوریست و طراح مشغول شدم. در آن ایام دهه70و دعواهای اصلاح‌طلبان و روزنامه‌های زنجیره‌ای در اوج فعالیت خود بودند.
*در آن دوران شما کاریکاتوری کشیدید که برایتان دردسر درست کند؟
در همان اوایل دهه70 در مشهد آقای جعفریان پیشنهاد دادند با هم کاری راجع به دفاع مقدس انجام بدهیم. حاصل آن جلسه‌ها شد مجموعه‌ کاریکاتورهای «مویه‌هایی در باد» شد. نمایشگاه مویه‌هایی در باد در مشهد برگزار شد.
نمایشگاه را سپاه مشهد برگزار کرد. حاشیه‌هایی برای خودش داشت که سوءتفاهمی بیش نبود و دوستان متوجه شدند ما غریبه نیستیم. با این حال این مجموعه هرگز زیر چاپ نرفت!
صبح نو- شیرین طنز

نمایش موجودیت‌ها