date_range دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ access_time ۰۱:۰۴:۱۹ ق.ظ

8 روز پس از زلزله ویرانگر

8 روز پس از زلزله ویرانگر
منبع خبر: همشهری آنلاین
دسته خبری: جامعه|محیط زیست

- محمد جعفری: هر روز که از زمین‌لرزه ویرانگر استان کرمانشاه می‌گذرد، کمک‌های بیشتری روانه مناطق زلزله‌زده می‌شود.

حالا با گذشت بیش از یک هفته از این فاجعه طبیعی، نیازهای اولیه زلزله‌زدگان تا حدودی برطرف شده و آنان نگران آینده هستند؛ آینده‌ای که از همین حالا با سوز سرمای زمستان در راه است و آنها باید با چادرهای هلال‌احمر به استقبالش بروند.

از شامگاه یکشنبه 21آبان که خبر وقوع زمین لرزه 7.3ریشتری در کرمانشاه منتشر شد، قلب همه ایرانیان برای هموطنان کرد می‌تپد. خیلی‌ها از همان زمان برای کمک راهی مناطق زلزله زده شدند و بسیاری دیگر با ارسال کمک‌های‌شان تلاش کردند مرهمی بر زخم‌های زلزله‌زدگان باشند. برای همین جاده‌های منتهی به سر پل ذهاب، ثلاث باباجانی، قصر شیرین و دالاهو مملو از خودروهای حامل اقلام ارسالی برای زلزله‌زدگان شد. دیگر از کمبودهای روزهای اول خبری نیست و امکانات اولیه برای آسیب دیدگان فراهم شده است. حالا همه در چادرها اسکان یافته‌اند و منتظر اسکان موقت هستند.

غذا بین زلزله‌زدگان توزیع می‌شود و نیازهای بهداشتی تا حدودی مرتفع شده است، اما کانکس‌های اسکان موقت، حمام، توالت، پوشش نایلونی برای مقابله با باران و سرما و... ازجمله نیازهای زلزله‌زدگان است. همچنین بیشتر آسیب دیدگان دامدار هستند و غذای کافی برای دام‌های‌شان وجود ندارد. طی روزهای گذشته بسیاری از هموطنان مان لباس‌های دست دوم به مناطق زلزله زده ارسال کردند و حالا تعداد این لباس‌ها در سر پل ذهاب آنچنان زیادشده که در هر کوچه‌ای انبوهی از آنها دیده می‌شود و حتی گاهی از البسه دست دوم برای روشن کردن آتش استفاده می‌شود.

یکی از خطراتی که زلزله‌زدگان را تهدید می‌کند گازگرفتگی است چون بسیاری از زلزله‌زدگان در چادرهای دربسته‌ای که هلال‌احمر در اختیار‌شان قرار داده آتش روشن می‌کنند و گاز منواکسیدکربن ناشی از آتش جان بسیاری از آنها را تهدید می‌کند. با وجود هشدارهایی که طی چند روز اخیر در این‌باره داده شده بود اما همچنان بی‌احتیاطی در این خصوص ادامه دارد و از ثلاث باباجانی خبر می‌رسد که زنی 60ساله به‌علت استنشاق گاز منواکسیدکربن در چادر جان خود را از دست داد. در همین حال از مناطق زلزله زده خبر می‌رسد که چند محموله دپو شده از کمک‌های امدادی مردم به زلزله‌زدگان در انبار چند سودجو در شهرستان‌های اسلام‌آباد غرب، هرسین، سرپل ذهاب و قصرشیرین کشف شد.

با ادامه کمک به زلزله‌زدگان روز گذشته فرد خیری چکی به مبلغ 10میلیارد تومان به زلزله‌زدگان استان کرمانشاه کمک کرد. پرویز فتاح، رئیس کمیته امداد با تایید این خبر به تسنیم گفت: خوشبختانه هموطنان عزیز همواره کمک‌حال یکدیگر بودند و در این حادثه تلخ نیز شاهد کمک‌های بی‌شمار خیرین هستیم ‌طوری که یکی از خیرین با من تماس گرفت و برای کمک به زلزله‌زدگان اعلام آمادگی کرد و چکی به ‌مبلغ 10میلیارد تومان در اختیار ما قرار داد.

انتشار تصاویر پدری که در جریان زلزله ویرانگر استان کرمانشاه همه خانواده، به‌جز پسر 3ماهه‌اش را از دست داده بود افکار عمومی را متاثر کرد. ماجرا از این قرار بود که هنگام وقوع زلزله مادر خانواده به نام لیلا پسر 3ماهه‌اش آرین را در آغوش گرفته و خودش جان داده اما این اقدامش باعث زنده ماندن پسر 3ماهه‌اش شده بود.

به‌دنبال انتشار این خبر افراد زیادی برای کمک به آرین و پدرش اعلام آمادگی کردند و در ادامه کمک‌های زیادی برای آنها ارسال شد. فرهاد صفری، پدر داغدار این خانواده 6روز پس از فاجعه‌ای که برایش اتفاق افتاده درباره آخرین وضعیت خود و پسر 3ماهه‌اش با خبرنگار همشهری گفت‌وگو کرد.

زمانی که فیلم من از طریق کانال روزنامه همشهری در همه جا پخش شد توجه همه به این بچه و این منطقه جلب شد. من یکی از زلزله‌زدگان روستای تپانی بودم که شما عکس و فیلم من را در رسانه‌ها پخش کردید و بعد از آن برایمان امکانات آوردند. از شما و دیگر دوستانی که در رسانه‌ها درباره ما صحبت کردید و صدای‌ ما را به گوش مسئولان رساندید تشکر می‌کنم.

خدا را شکر اوضاع از قبل بهتر شده است. واقعا از نظر شیر خشک و وسایل دیگر در این چند روز کمک‌های زیادی به ما شد.

خواهر و مادرم از آرین نگهداری می‌کنند.

وقتی می‌بینم شماها و بقیه هموطنانم اینطور برای ما زحمت می‌کشید قوت قلب می‌گیرم.

درخواستم این است که دوباره این منطقه و خانه‌هایمان را برایمان بازسازی کنند. تا امروز ملت کمک‌مان کردند. از این به بعد از دولت انتظار دارم این خانه‌های خراب شده را برای مان درست کند. چون دیگر چیزی برایمان باقی نمانده است. 12سال برای این خانه و زندگی زحمت کشیده بودم. من در معدن ماسه‌شویی کار می‌کردم و ماهی 650هزار تومان درآمد داشتم و برای خانواده‌ام می‌آوردم اما زلزله همه‌شان را از من گرفت و حالا فقط پسر 3ماهه‌ام برایم مانده است.

به خدا تا روز قیامت در فکرم است و همیشه آن شب را مرور می‌کنم. به خدا روانی شده‌ام. وقتی این خرابه‌ها را می‌بینم عذاب وجدان می‌گیرم. الان غروب می‌شود. همه بچه‌ها می‌روند پیش پدر و مادرشان. اما بچه‌های من کجا هستند؟ همسرم کجاست؟ در این شرایط هنوز مسئولان شهرمان نیامده‌اند حالمان را بپرسند.

تشکر می‌کنم از شما و کسانی که کمک مادی فرستادند. از افرادی که کمک معنوی دادند و از لحاظ روحی تسکین‌مان دادند تشکر می‌کنم. از ارومیه، کرج، تهران و شهرهای مختلف برای کمک آمدند. حتی از عراق فرستادند. خودشان هم آمدند برای عرض تسلیت. اینها برای من و اهالی روستایم امیدبخش است. اما نماینده ما کجاست؟ هنوز نیامده. ما مرزنشین هستیم. باید به ما کمک کنند. ما که در زمان جنگ آوارگی کشیدیم حالا مستحق این وضعیت هستیم؟ آیا باید اینطور باشد که جنازه اعضای خانواده‌ام را از زیر آوار بیرون بکشم؟ ما را فراموش نکنید.

نمایش موجودیت‌ها

آگهی