date_range سه شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۷ access_time ۰۴:۴۳:۰۰ ق.ظ

بررسی راهکاری عینی جهت پیوند آرمان و واقعیت در تصمیم‌سازی؛ تصمیم آرمانی و واقعی از مجرای سیستم مصلحت عبور می‌کند

بررسی راهکاری عینی جهت پیوند آرمان و واقعیت در تصمیم‌سازی؛ تصمیم آرمانی و واقعی از مجرای سیستم مصلحت عبور می‌کند
منبع خبر: خبرگزاری فارس

نه آرمانخواهی به‌عنوان یک "جهت" در برنامه‌ریزی‌ها و نه واقع‌بینی به‌عنوان "منشی" برای اتخاذ تدابیر، به تنهایی توان تصمیم‌سازی جامع در هیچ سطحی را نخواهند داشت، لذا بررسی راهکاری اصیل جهت لحاظ نمودن این دو مولفه برای رسیدن به تصمیمی صحیح از اهمیتی خاص برخوردار می‌گردد.

شاید بتوان اتخاذ یک تصمیم صحیح را مهم‌ترین عامل جهت اصلاح امور و دستیابی به اهداف تعریف‌شده دانست. به تناسب حساسیت و تاثیرگذار بودن هر حوزه و اهداف متناظر با آن، میزان اثربخشی تصمیمات نیز افزایش پیدا می‌کند و قطعاً مسائل مربوط به حوزه‌ی اجتماعی، حساس‌ترین و مؤثرترین نوع تصمیم‌گیری خواهد بود که نیاز به خرج حساسیت بیشتری جهت انتخاب تدبیری صحیح خواهد داشت. جدا از تدابیری که حکومت و دولت به عنوان مؤثرترین تصمیم‌گیرنده‌ی عرصه‌ی اجتماعی می‌گیرند، تصمیمات گروه‌ها و الیت‌های مختلف در سطح جامعه نیز از درصد بالایی از اثربخشی برخوردار خواهند بود.
 
انقلاب اسلامی، با ساقط کردن نظام سیاسی سلطنتی ایران، بنایی نو بر پا نمود که علاوه بر وجود عینی آن (یعنی حکومت اسلامی)، به احیای نرم‌افزاری دین‌محور جهت اداره‌ی جامعه‌ی ایران مبادرت نمود. انقلاب این جرئت را به متفکرانش داد تا در مقابل سلطه‌ی «روش اندیشه‌ی غربی» بر مبنایی دینی و بومی تکیه کنند. ایجاد این خودباوری و جرئت و البته ضرورت به معنای کاملاً مبنایی اندیشیدن ما نیست، بلکه نقطه‌ی شروعی جهت حرکت در سیر تکامل اندیشه خواهد بود. نتیجه‌ی این تغییر مبنا در مکانیزم تصمیم‌گیری نیز تغییرات بنیادین ایجاد می‌کند. یکی از داشته‌هایی که اسلام توسط انقلاب به ما منتقل کرد، جهت‌داری همه‌ی تفکرات و کنش‌ها بر اساس اهدافی برتر و الهی است؛ یعنی از زندگی روزمره و خواسته‌ها و نیازهای مقتضی پا را فراتر می‌گذارد و برای زندگی در تمام ابعادش یک چشم‌انداز و افق تعریف می‌کند، افقی که در ادبیات انقلابی «آرمان» نام گرفته است.
 
صفت آرمان‌خواهی و کنش‌های متناظر به این ضعف موجبات نقد برخی افراد خارج از منظومه‌ی انقلاب را فراهم آورده است که اساساً نقدی جدی است. خاستگاه نقد آرمان‌خواهی از ذهن واقع‌گرای منتقدان نشئت می‌گیرد. زاویه‌ای که واقعیات با اقدامات آرمان‌گرایانه در تحلیل یک واقع‌گرا ایجاد می‌کند، آغاز نزاع این دو مفهوم است. فارغ از تعصبات مقدس انقلابی، این تزاحم تا حد زیادی وجود دارد. تا وقتی نتوان نسبتِ بین این دو مؤلفه (آرمان و واقعیت) را در منظومه‌ی فکری انقلاب و اتخاذ تصمیمات و انتخاب کنش‌ها تعریف نمود، این سؤال از وزن قابل توجهی برخوردار خواهد بود.
 
این دوگانه در تمام عرصه‌های زندگی انسان وجود دارد حتی در شریعت، که برنامه‌ی زندگی دین برای انسان تلقی می‌گردد، نیز به نوعی بروز می‌نماید. به طور مثال، دروغ فعلی ناپسند و نهی‌شده از ناحیه‌ی شریعت است؛ در حالی که در پاره‌ای از شرایط دروغ گفتن خود یک ثواب و امری واجب می‌گردد یا مثلاً در مسائل اجتماعی به فتوای فقها، حفظ نظام اسلامی از هر واجبی، واجب‌تر است؛ یعنی در تزاحم حفظ نظام و مثلاً اقامه‌ی نماز، باید به اجرای حکم اول پرداخت. با توجه به مثال‌های متعددی که در این زمینه وجود دارد، بر اساس نگاه یک ناظر خارج از منظومه‌ی دینی، آرمان‌های دینی زیر پا گذاشته می‌شود؛ چرا که او در نگاهی عینی و ناقص به این نتیجه می‌رسد. نگاهی که متاسفانه برخی دین‌مداران ما نیز دچار آن هستند.
 
رهبر انقلاب در دیدار دانشجویان می‌فرمایند: «این جور نیست که هرچه اسم مصلحت رویش بود، این یک چیز منفی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای باشد. بعضی این جور خیال می‌کنند: آقا مصلحت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشی می‌کنید؟ خوب، بله، گاهی انسان مصلحت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشی می‌کند. خود مصلحت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشی یکی از حقایقی است که باید به آن توجه داشت، این جزء مسلّمات و واضحات اسلام است.»(1)
 
مفهومی که از این بیان وام گرفته می‌شود و در این بین حکم حلقه‌ی واسط را بازی می‌کند و مکانیزمی منعطف و کاملاً اصولی جهت هضم واقعیت در جهت آرمان‌خواهی تعریف می‌گردد، مفهوم «مصلحت» و «مصلحت‌اندیشی» است.
 
در ابواب فقهی در باب مصلحت و فقه‌المصلحه بحث‌های کمی مطرح نشده است، به خصوص مباحثی که در موضوع حکومت‌داری و انشای احکام حکومتی توسط ولی جامعه از دیرباز تا به امروز مورد بحث علمای دین بوده است. هدفی که در این یادداشت دنبال می‌شود مصلحت‌اندیشی به عنوان مکانیزم اتخاذ تصمیمات و مواضع توسط حکومت و حاکم نیست، بلکه احصای مدل مصلحت‌اندیشی بر اساس چارچوب کلی مصلحت دینی است که باید در فرآیند تصمیم‌گیری همه‌ی مدعیان انقلاب اسلامی مورد دقت و بررسی بیشتری قرار گیرد.
 
مسئله‌ی اصلی ما این است که فعل مصلحت‌اندیشی چگونه اتفاق می‌افتد؟ جهت پاسخ به این مسئله‌ی اساسی باید فرآیند فهم مصلحت یا بهتر بگوییم سیستم تشخیص مصلحت مشخص گردد و بالتبع آن عناصر این سیستم و نسبت این عناصر با یکدیگر تعریف گردد.
 
به نظر می‌رسد اگر بخواهیم در مفهومی عام، عناصر اصلی تشکیل‌دهنده‌ی مفهوم مصلحت را انتزاع نماییم، می‌توانیم 4 عنصر را نام ببریم:
 
1. اصول مادر

2. اصول جاری
 
3. نظام اولویت‌بندی
 
4. درک واقعیات (اقتضائات)
 
اصول مادر
 
 در توضیح این عنصر باید گفت یک سری از اصول به عنوان اصول مبنایی و اساسی اسلام و انقلاب اسلامی (و توضیح‌دهنده‌ی فلسفه‌ی وجودی آن‌ها) مطرح است که شاید بتوان آن‌ها را در مقام اصول مادر در اسلام و انقلاب تعریف نمود؛ البته باید این اصول مادر به فراخور فرد و حوزه‌ی تصمیم‌سازی متناسب گردد و به کلیاتی بلااستفاده تبدیل نشود. به طور کلی، می‌توان دستیابی به جامعه‌ی عادلانه و معنوی را یکی از اصول مادر انقلاب تلقی نمود یا بحث مبارزه‌ی همیشگی با استکبار و حمایت از مستضعفین عالم را از اصول ذاتی و پایه‌ی انقلاب دانست. مدعیان انقلاب، مثلاً اصول‌گرایان، باید برای احصای مکانیزم متناسب خودشان جهت مصلحت‌اندیشانه تصمیم گرفتن، در صدد پاسخ در باب اصول مادر متناسب با جایگاه تعریف‌شده‌ی خود در حوزه‌ی سیاست، اقتصاد و فرهنگ و سایر حوزه‌ها باشند. به عنوان مثال، آیا حفظ اصول‌گرایی می‌تواند (حتی اصول‌گرایی حداقلی) یکی از اصول مادر اصول‌گرایان باشد؟ آیا به قدرت نرسیدن سکولارها و منحرفین از انقلاب می‌تواند یکی از اصول مادر تلقی شود؟
 
اصول جاری
 
این عنصر چارچوب دائمی و همیشگی عملکرد و کنش‌های مدعیان انقلاب است که بر اساس موازین و قیود اسلام و انقلاب تعریف می‌گردد. به طور مثال، شاید بتوان تلاش در جهت انتخاب بهترین شیوه و تفکر و فرد در مباحث مختلف را رویکردی دائمی دانست که ممکن است در شرایط متفاوت تغییر نماید؛ البته مثال‌های مطرح‌شده‌ی هر عنصر مطلق نیست و ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد که از حوزه‌ی بحث خارج است.
 
نظام اولویت‌بندی
 
این نظام، بعد از تعریف اصول مادر و جاری، تلاش خواهد کرد به تعریف رابطه و نسبت و اولویت این اصول نسبت به یکدیگر بپردازد؛ به طوری که اگر این نظام اولویت‌بندی را به روی کاغذ آوریم، یک ناظر بی‌طرف به راحتی می‌تواند اهمیت اصول بالادستی نسبت به اصول پایین‌دستی را تشخیص دهد. شاید سخت‌ترین و پرچالش‌ترین بخش سیستم مصلحت، تعیین این زیرسیستم باشد که نظامی مستقل نیز هست؛ البته نظام اولویت‌بندی خود بر اساس ذاتی اصولی شکل می‌گیرد.
 
رهبر معظم انقلاب این گونه به شرح موضوع می‌پردازند: «مطلب دیگر این است که آرمان‌هاى نظام اسلامى، که در حقیقت آرمان‌هاى اسلامى است، یک منظومه‌اى است، یک مجموعه‌اى است، مراتب مختلفى هم دارد؛ بعضى از این‌ها اهداف غایى‌تر و نهایى‌ترند، بعضى‌ها اهداف کوتاه‌مدت‌اند، اما جزء آرمان‌هایند؛ همه‌ى این‌ها را باید دنبال کرد.»(2) در نظام اولویت‌بندی روح حاکم، قاعده‌ی پذیرفته‌شده «اهم و مهم» است که بر این اساس تفوق یک اصل بر اصل دیگر مطرح می‌شود.
 
واقعیات (اقتضائات)
 
موضوعی که در ابتدای بحث به عنوان چالش جدی واقع‌گرایان در مقابل آرمان‌گرایان مطرح شد، در اینجا، به عنوان یکی از عوامل اصلی مصلحت‌اندیشی مطرح می‌گردد. اگر روزی فرا رسد که تمام واقعیات و اقتضائات جامعه بر اساس چارچوب و اهداف خواسته‌شده‌ی اسلامی منطبق گردد، ‌شاید بتوان فلسفه‌ی وجودی مصلحت‌اندیشی را نیز پایان‌یافته دانست؛ البته این واقعیات و اقتضائات همیشه در ید قدرت جامعه، حکومت یا فرد نیست، بلکه برخی از این واقعیات جنسی تاریخی و غیرارادی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
 
فاصله‌ی واقعیت (هست‌ها) با آنچه باید باشد (بایدها) ضرورت مصلحت‌اندیشی را به روشنی مشخص می‌نماید. قطعاً فهم واقعیت موجود در هر حوزه‌ای که قرار است در آن حوزه مصلحت‌اندیشی صورت گیرد، از لوازم اصلی مصلحت‌اندیشی خواهد بود. موضوعی که یکی از چالش‌برانگیز‌ترین مصادیق آن در مورد نظرسنجی‌ها و حجیت و عدم حجیت آن در انتخابات اخیر مطرح شد. مسئله‌ی حجیت نظرسنجی مورد بحث یادداشت نیست، بلکه ضرورت فهم واقعیات جامعه محور بحث است.
 
در هر صورت اینکه ما بتوانیم درک درستی از واقعیات جامعه داشته باشیم تا بر اساس این درک بتوانیم تمام ابعاد وضعیت موجود را جهت حرکت به سمت وضع مطلوب و آرمانی حرکت کنیم موضوع عقلایی و منطقی است؛ والا در ورطه توهمات و تخیلات خواهیم افتاد.
 
رهبر معظم انقلاب در این رابطه می‌فرمایند: «نسبت آرمان‌ها با واقعیت‌هایى که وجود دارد، چیست؟ مثلاً فرض بفرمایید تحریم؛ تحریم یک واقعیتى است. خب، یکى از آرمان‌هاى ما پیشرفت اقتصادى کشور است، از آن طرف هم واقعیتى وجود دارد به نام تحریم. یا در مسائل گوناگون سیاسى در انتخابات، در غیره و غیره. آنچه که من می‌توانم عرض کنم، این است که ما آرمان‌گرایى را صد در صد تایید می‌کنیم، دیدن واقعیت‌ها را هم صد در صد تایید می‌کنیم. آرمان‌گرایى، بدون ملاحظه‌ى واقعیت‌ها، به خیال‌پردازى و توهّم خواهد انجامید. وقتى شما دنبال یک مقصودى، یک آرمانى حرکت می‌کنید، واقعیت‌هاى اطراف خودتان را باید بسنجید و بر طبق آن واقعیت‌ها برنامه‌ریزى کنید. بدون دیدن واقعیت‌هاى جامعه، تصور آرمان‌ها خیلى تصور درست و صحیحى نخواهد بود، چه برسد به دستیابى به آرمان‌ها.(3)
 
با توضیحی که از این چهار عنصر داده شد، روند کار این مکانیزم نیز مشخص می‌شود. به این ترتیب که جهت اتخاذ یک تصمیم باید جایگاه آن در بین اصول را بشناسیم و اولویت آن را بررسی کنیم و درک زمینه‌ی لازم جهت اجرای این تصمیم در سطح جامعه به عنوان یک ملاک، نظام اولویت‌بندی را کامل نماید و تصمیم مورد نظر را به تصمیمی مصلحت‌اندیشانه تبدیل خواهد کرد.
 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به صورت کلی، این گونه از تصمیم مصلحت‌اندیشانه دفاع می‌نمایند: «بعضی از اغماض‌ها ممکن است اعتراض برخی دیگر را متوجه انسان بکند. خوب، بکند. ولی آدم باید ببیند حق چیست. یک جاهایی باید برخی اغماض‌ها را برای یک مصلحت بزرگ‌تری انجام داد.»(4)
 
بعد از تشریح سیستم مصلحت، به دو سؤال اساسی جهت اجرای این تصمیم برمی‌خوریم:
 
1. چه کسانی باید به تشریح عناصر و تعریف جایگاه آنان و همچنین استخراج واقعیات جامعه بپردازند؟
 
2.  اجرایی شدن این سیستم به صورت فراگیر چگونه قابل امکان است؟
 
سؤال اول، که نیاز بیشتری به توضیح ندارد و باید اندیشمندان و عالمان هر حوزه در صدد پاسخ به آن برآیند، لکن در باب سؤال دوم باید گفت به «اشتراک رسیدن» در عناصر، نسبت‌ها و همچنین پاسخ‌های سؤال اول، که خود نیز باید با منشی مصلحت‌جویانه پیش رود، می‌تواند موجبات اجرایی شدن این سیستم را در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی حداقل برای اصول‌گرایان مشخص نماید. قطعاً سعی در اشتراک حداکثری در اجزا و فرآیند این سیستم هدفی جز وحدت را محقق نخواهد کرد.
 
در پایان، باید به این نکته نیز اشاره نمود که احتمال استعمال این واژه و مفهوم توسط دولت اعتدال، با توجه به ادبیات حامیان کاندیدای منتخب مردم، بررسی و شفاف نمودن بیشتر این مفهوم و مکانیزم مصلحت را ضروری می‌نماید که لازم است متفکران و اندیشمندان جهت مشخص کردن این مکانیزم تلاش بیشتری نمایند و ابهام موجود در ساحت این مفهوم را بزدایند و راه را جهت سوء‌برداشت از این مفهوم بسیط با مشخص کردن حدود آن ببندند.(*)
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1. بیانات در دیدار دانشجویان و نخبگان علم، 4 شهریور 88.
 
2. بیانات در دیدار دانشجویان، 6 مرداد 92.
 
3. همان.
 
4. بیانات در دیدار نمایندگان فراکسیون انقلاب اسلامی، 21 دی 88.
 
محمد رضا یل: عضو هیئت تحریریه‌ی برهان

پایگاه برهان

انتهای متن/

نمایش موجودیت‌ها

آگهی