date_range جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶ access_time ۰۳:۴۰:۰۰ ق.ظ

جهان از نگاه داعش - بخش دوم و پایانی وحشی‌گری؛ ابزاری برای رسیدن به یک دستاورد

جهان از نگاه داعش - بخش دوم و پایانی وحشی‌گری؛ ابزاری برای رسیدن به یک دستاورد
منبع خبر: خبرگزاری فارس

جنگ افغانستان، در واکنش به اشغال این کشور از سوی اتحاد جماهیر شوروی از 1980 به بعد، گروه‌های سلفی-جهادی را به صحنه کشاند و پایه‌های شکل‌گیری القاعده را بنیان گذاشت.

 

نظریه پردازان تقویت کننده داعش

داعش با این که نظریه پردازان و دانشمندان قابل اعتنایی ندارد، اما مجموعه ای از ایده های سلفی-جهادی را گردآوری کرده و به صورت گزینشی هر آنچه را که متناسب با جهان بینی منحصر به فرد خود باشد، اقتباس می کند؛ تا آنجا که این تشکیلات، حتی به سرقت آثار نظریه پردازان افراطی سلفی متهم شده است. به عنوان نمونه، ابومحمد المقدسی، محقق معروف سلفی-جهادی، عصبانیت خود را از پیروان بغدادی به دلیل سرقت نوشته هایش و انتشار آنها با نام خود بروز داد. بغدادی و حلقه درونی یاران او، برای عقلانی جلوه دادن و توجیه اقدامات خود به سه منبع (مانیفست) سلفی-جهادی تکیه می کنند.(18)

معروف ترین منبع، کتاب «مدیریت توحّش» (دیدگاه مترجم: این کتاب که یک راهبرد و دستورالعمل خشک برای جهادی ها محسوب می شود، در نهایت دقت، خشونت را تئوریزه می کند، و علاوه بر داعش،  گروه هایی مانند بوکوحرام در نیجریه نیز آن را مورد استفاده قرار می دهند) است. این کتاب در فرمت پی.دی.اف با نام مستعار ابوبکر الناجی در اوایل سال 2005 منتشر شد که نقشه راه استراتژیک چگونگی ایجاد یک خلافت اسلامی را ارائه می داد و به طور چشمگیری، متفاوت از تلاش های مشابه گروه های سلفی-جهادی در دهه های پیشین بود. منبع دوم، کتاب «مقدمه ای بر فقه جهاد» اثر ابوعبدالله المهاجر است.

او در این کتاب، از گروه های سلفی-جهادی می خواهد، هر کاری که برای ایجاد یک دولت کاملاً یکپارچه اسلامی لازم است را انجام دهند. منبع سوم، کتاب «ملزومات آماده سازی (برای جهاد)» اثر سید امام الشریف، معروف به عبدالقادر بن عبدالعزیز یا دکتر فضل است. این کتاب به تشریح معانی کلامی و کاربردی جهاد در اسلام پرداخته و به یک متن محوری در آموزش موضوع جهاد تبدیل شده است. دکتر فضل اعتراف کرد که او کتاب را در سال های 1987 و 1988 با هدف تهیه ی کتابچه راهنما برای دوره های آموزشی گروه هایی که بعدها به عنوان القاعده شناخته شدند، نوشته است.(19)

با اینکه هویت ناجی همچنان تایید نشده باقی مانده است، مهاجر و دکتر فضل هر دو از دوستان و همکاران نزدیک ایمن الظواهری بودند. مهاجر یک تبعه مصری است که در افغانستان، در کنار اسامه بن لادن و الظواهری جنگیده است. او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه اسلامی اسلام آباد و مدتی تدریس در اردوگاه های جهادی در کابل، مربی مبارزان در اردوگاه زرقاوی در هرات شد و سپس به عنوان یکی از گزینه های اصلی تصدی مسئولیت کمیته علمی و پژوهشی القاعده مرکزی در نظر گرفته شد.(20)

او پس از سقوط حکومت طالبان در سال 2001 به ایران گریخت و توسط دولت ایران دستگیر شد. در نهایت با آزادی از زندان، پس از انقلاب 25 ژانویه سال 2011 مصر، به آن کشور رفت. دکتر فضل نیز همکار سابق ظواهری بود؛ آن دو اولین بار در اواخر دهه 1950 در قاهره با یکدیگر آشنا شدند؛ جایی که هر دوی آنها دانشجوی دانشکده پزشکی دانشگاه قاهره بودند. در اوایل دهه 1980، آن دو در افغانستان و پاکستان دوباره به هم رسیدند؛ جایی که آنها برای بازسازی جنبش جهاد اسلامی مصر (یک گروه سلفی-جهادی) با هم فعالیت کردند.

پس از حادثه 11 سپتامبر سال 2001، مسیر دکتر فضل و ظواهری به دلیل بروز اختلاف میان آن دو بر سر یک دعوای کلی بر روی ایدئولوژی و مسیر آینده جنبش جهادی جهانی از هم جدا شد. دکتر فضل در حالی که محکومیت حبس ابد را در زندانی در مصر سپری می کند، دیدگاه های گذشته خود را انکار نموده و خواستار غیرنظامی سازی و پرهیز از رادیکالیسم در اردوگاه سلفی-جهادی شده است.

 اما با وجود تجدیدنظرهای بعدی، دکتر فضل در دیدگاه های خود و انکار عقاید افراطی گذشته، کتاب او به کتاب مقدس بسیاری از گروه های سلفی-جهادی تبدیل شده است. داستان سرگذشت این سه نظریه پرداز، تاثیر عمیق و پایدار فکری پیشگامان یا نسل اول سلفی-جهادی را بر این جنبش به عنوان یک کل نشان می دهد. تفکر سلفی-جهادی به عنوان یک ایدئولوژی پویا از اندیشه ها و دیدگاه هایی تغذیه می کند که می تواند متناسب با تمایلات و امیال هر موجی، خوراک و انگیزه لازم را برای پیروان جدید فراهم سازد.

سه منبع مهم مورد اشاره، افراطی ترین تفکرات را در درون جنبش سلفی-جهادی نمایندگی می کنند و موجب تنزّل ایدئولوژی این جنبش به فقه الدماء(فقه خون) شده اند. اگر چه بسیاری از تحلیل گران، بیشتر بر کتاب «مدیریت توحّش» تمرکز می کنند، اما دو کتاب دیگر، از لحاظ فراهم سازی انگیزه های فکری و ایدئولوژیکی لازم و الهام بخش بودن برای بغدادی و ایدئولوژیست های طرفدار او با اهمیت هستند. با وجود تفاوت ها، رگه های مفهومی مشترکی میان این سه منبع وجود دارد که هدایت نظری اقدامات داعش را بر عهده دارند.

اول این که؛ هر سه کتاب به جنگ تمام عیار دعوت می کنند و طرفدار انجام جهاد تهاجمی برای ریختن خون کفار یا دشمنان اسلام هستند؛ بنابراین موجب ایجاد آشفتگی و ترس و وحشت در جامعه می گردند. در مرکز استدلال آنها، این اعتقاد قرار دارد که گروه های سلفی-جهادی باید خود را از این توهّم که تاسیس یک دولت اسلامی از طریق ابزارهای تدریجی انتخاباتی یا فرایندهای سیاسی امکان پذیر است، رها سازند.

نویسندگان این کتاب ها، هم کیشان اسلام گرای خود را که مدافع رویکردهای اصلاح طلبانه هستند، با این استدلال که این غیرممکن است که تحت یک نظام مرتد بتوان نهادهای یک دولت اسلامی را بنیان نهاد، مورد تمسخر قرار می دهند. دوم این که، اگر چه این جنگ تمام عیار می بایست هم «دشمن نزدیک» (حاکمان مسلمان) و هم «دشمن دور» (آمریکا و متحدانش در اروپا) را هدف قرار دهد، اما آنها مبارزه با حاکمان مستبد مسلمان را که به شریعت (قانون قرآن) عمل نمی کنند در اولویت قرار داده اند.

در نهایت این که هر سه منبع، برنامه ریزان و عوامل جنبش سلفی-جهادی را به کشتار مخالفان با معافیت از مجازات و پیروی بدون چون و چرا از اصحاب پیامبر(ص)، که به اعتقاد آنها مخالفان و رقبا را بی رحمانه مجازات می کردند، فرا می خوانند. آنان برای اثبات این ادعای خود که خشونت بیش از اندازه جهت دستیابی به نتیجه مطلوب تاثیرگذار است، به نمونه هایی از تاریخ صدر اسلام استناد می کنند. بر اساس منطق آنها، شرارت رمز موفقیت و پیروزی است، در حالی که عطوفت و مهربانی عامل شکست و ناکامی است. آنها همچنین استدلال می کنند که احیای عصر طلایی اسلامی و تاسیس یک دولت اسلامی، استفاده از ابزارهای شرارت و بی رحمی را توجیه پذیر می سازد.

جنگ تمام عیار؛ پیروزی مطلق

اگر چه هر سه دسته نظریه پردازان سلفی-جهادی از جهاد تهاجمی (ابتدایی) در مقابل جهاد دفاعی حمایت می کنند، ناجی به صراحت جنگ تمام عیار را مطرح می سازد. از دیدگاه ناجی، گروه های سلفی-جهادی در گذشته فاقد یک طرح استراتژیک بودند و اقدامات عاری از خشونت را بدون هیچ گونه «استراتژی نظامی» فراگیر یا طرحی جامع انجام می دادند. او هم قطاران اسلام گرای خود را به دلیل هدر دادن وقت گران بها و تلاش برای «موعظه» به جهاد به جای اقدام عملی به جهاد، به شدت مورد انتقاد قرار می دهد.(21) ناجی در مقابل، یک طرح گسترده با سه مرحله ارائه می دهد که در آن، خشونت از نظر کیفی و استراتژیکی تشدید خواهد شد.

در مرحله اول، اراده دشمن باید با انجام حملات علیه اهداف استراتژیک و اقتصادی حیاتی مانند تاسیسات نفتی و زیرساخت های صنعت گردشگری شکسته شود. هنگامی که نیروهای امنیتی دشمن به بسیج منابع جهت حفاظت از این اهداف حساس اقدام می کنند، دولت تضعیف شده و قدرت آن تحلیل می رود و شرایط مساعدی برای «هرج و مرج و خراب کاری» فراهم می شود. ناجی ادامه می دهد که گروه های سلفی-جهادی، آن گاه با آغاز یک نبرد همه جانبه علیه نیروهای امنیتی پراکنده و تضعیف شده ی دشمن می توانند از خلا امنیتی ایجاد شده نهایت استفاده را ببرند.(22) هنگامی که حاکمان سرنگون می شوند، مرحله ی دوم آغاز می شود (مدیریت توحّش) و در مرحله سوم و نهایی (توانمندسازی) ما شاهد تاسیس دولت اسلامی خواهیم بود.

ناجی توضیح می دهد که این حکومت اسلامی باید توسط یک رهبر واحد، پس از یکپارچه کردن گروه ها و مناطق پراکنده «توحّش» در یک حکومت خلافت اداره شود.(23) از دیدگاه ناجی، مرحله سوم ترکیبی از روش های اقناع و اجبار را برای به دست آوردن قلب ها و ذهن های مردم و کسب مشروعیت برای حکومت اسلامی و به رسمیت شناختن آن به کار می گیرد.

اگر چه ناجی به طور مستقیم بر تاثیر سید قطب، نظریه پرداز برجسته اسلام گرای انقلابی معاصر، بر دیدگاه های خود اذعان نمی کند، اما برخی از واژگان و منابع خود مانند الممتاز (طلایه دار) و ظلم الجاهلیه (ظلمت جهل درباره هدایت الهی) را از او وام می گیرد.(24) با این حال، او آشکارا به تاثیرپذیری از ابن تیمیه، عالم و فقیه تاثیرگذار بنیادگرای قرن هفتم هجری قمری، اذعان می کند. فتواهای ابن تیمیه از محرک های اصلی گروه های سلفی-جهادی از جمله داعش به شمار می رود.

ناجی بر اهمیت رسانه و تبلیغات به عنوان یک ابزار ایدئولوژیک، جهت بسیج توده های مسلمان و سربازگیری از میان آنها برای گروه های سلفی-جهادی در طول مراحل اول و دوم جنگ بزرگ، و سپس کنترل و آرام کردن آنها در طول مرحله سوم، تحت یک حکومت متمرکز اسلامی تاکید می کند. تنها دغدغه ناجی در کتاب «مدیریت توحّش»، جهاد با دشمن نزدیک، حاکمان مسلمان مرتد و سکولار است. او اسامی چند کشور از جمله اردن، عربستان سعودی، یمن، شمال آفریقا، نیجریه و پاکستان را به عنوان کشورهای مناسب و بالقوه [برای فریضه جهاد] فهرست می کند.(25)

دکتر فضل هم در کتاب «ملزومات آماده شدن (برای جهاد)» ادعا می کند که هر چند فریضه ی جهاد باید هر دو دشمن دور و نزدیک را هدف قرار دهد، اما گزینه دوم (یعنی جهاد با دشمن نزدیک) باید در اولویت قرار گیرد. از دیدگاه فضل، دشمن نزدیک «حاکمان بی دینی» هستند که «قوانین کفار و دموکراسی آنان» را مورد اجرا قرار می دهند.(26) او استدلال می کند که حمله به این حاکمان، که آنها را مرتدین می نامد، باید مقدم بر دیگر موارد، حتی «جهاد علیه یهودیان» باشد؛ زیرا آنها نزدیک تر به ما بوده، عقاید اسلامی را انکار کرده و از آن، دست کشیده اند.(27) او این حاکمان مسلمان را خطرناک تر از کفار، مسیحیان و یهودیان معرفی می کند.(28)

 دکتر فضل نیز همانند ناجی و مهاجر از فتاوای ابن تیمیه برای توجیه جنگ علیه دشمن نزدیک بهره می برد و ادعا می کند که جهاد علیه «رهبران مرتد» بر هر مسلمانی که به سن 15 سال رسیده واجب عینی است.(29) او با استناد به فتواهای ابن تیمیه و با الهام از سید قطب، بدون اشاره به نام او، فهرست مرتدین را به «هر کسی که بر اساس قوانین پوزیتویستی (سکولار) حکم می راند» تعمیم می دهد.(30) طی این مرحله از جهاد، مسلمانان باید «دشمنی و نفرت خود را نسبت به کافران ابراز کنند» و «اصول کفرآمیز آنها همچون کمونیسم و دموکراسی را انکار نمایند» و «خود را حتی با مهاجرت از سرزمین کفار محفوظ نگه دارند». (31)

 دکتر فضل حتی استدلال می کند که هر یک از مسلمانان در وطن خود «حداقل یک بار در سال» باید در جهاد علیه دشمن مشارکت کنند. او با استناد به دیدگاه های برخی علمای مسلمان اعتقاد دارد که «هیچ گونه محدودیت زمانی برای این جهاد وجود ندارد».(32) فضل تاکید می کند که امت اسلامی باید جهاد تهاجمی (ابتدایی) را در اولویت قرار دهند و هر دو عرصه سیاست داخلی و خارجی آنها، از جمله کشاورزی، صنعت، تجارت و مسکن باید در جهت حمایت از این ماموریت مقدس با هم هماهنگ شوند.(33) او به مسلمانان هشدار می دهد که هر کسی از «جهاد در راه خدا» خودداری کند، «به خدا و رسول او و دین خود خیانت کرده است». (34)

هدف اصلی دیدگاه های ارائه شده توسط دکتر فضل، فراهم سازی زمینه ی «حکومت خداوند» بر روی زمین است؛ و این اتفاق زمانی شکل خواهد گرفت که «مسلمانان دشمنان خود را شکست داده و قوانین اسلام را در سرزمین های فتح شده اجرا کنند».(35) مفهوم «طلایه دار» در موفقیت طرح جهادی دکتر فضل، حیاتی است. او در درجه نخست، خواستار «تشکیل یک جماعت اسلامی است که وظیفه ی آن، به کارگیری نیروی تازه نفس جهت پیوستن به ماموریت اشاره شده در کتابچه راهنما است.(36) اهمیت کتابچه راهنمای دکتر فضل آن است که توجیه نظری مبارزه با دشمن نزدیک را ارائه می کند؛ همان مبارزه ای که داعش آن را نسبت به مقابله با دشمن دور در اولویت قرار داده است.(37)

مهاجر با اولویت دادن به مبارزه با دشمن دور، از گروه های سلفی جهادی می خواهد نبرد با کفار را آغاز کنند. او در مقدمه «فقه جهاد» با اجماع فقها در طول قرن های متمادی مخالفت می کند و ادعا می کند که «جنگیدن با کفار و کشتن آنها در وطن خودشان یک ضروروت است، حتی اگر آسیبی برای مسلمانان نداشته باشند»(38) مهاجر بین «شهروندان غیرنظامی» و «رزمندگان» غیرمسلمان فرقی نمی گذارد؛ چرا که او به صراحت اعتراف می کند که علت اصلی «کشتن آنها و مصادره اموال شان» این واقعیت است که «آنها مسلمان نیستند».

علاوه بر این، مهاجر به عنوان نویسنده ای که نام مستعار فقیه الدماء (فقیه خون) را کسب کرده، تعریف «دارالکفر» را به کشورهایی که اکثریت ساکنان آنها مسلمان هستند، اما دولت های آنها قوانین شرعی یا اسلامی را رعایت نمی کنند بسط داده است. از دیدگاه او، این کشورها اهداف مشروعی برای حملات گروه های سلفی-جهادی هستند.(40)

وحشی گری؛ ابزاری برای رسیدن به یک دستاورد

فارغ از این که نظریه پردازان جهادی-سلفی، نبرد با دشمن نزدیک را در اولویت قرار می دهند، آن گونه که ناجی مطرح می کند؛ یا بر این موضوع پافشاری می کنند که باید بر هر دو دشمن دور و نزدیک متمرکز شد، آن گونه که دکتر فضل و مهاجر (به میزان کمتر) به آن می پردازند؛ هر سه نویسنده بر روی این موضوع اتفاق نظر دارند که نظام موجود کفر، صرف نظر از هزینه های طبیعی مالی و انسانی که دارد، باید سرنگون شود. در حقیقت، استدلال اصلی این نویسندگان این است که گروه های سلفی-جهادی باید فروپاشی اجتماعی و نهادی نظام دولت را شتاب بخشیده، آن را فلج کنند و آماده مدیریت این تحولات ناگهانی و مهم باشند.

 از دیدگاه این نویسندگان، هدف واقعی کشتار و تهدید و ارعاب، کشتن و تروریسم صرف نیست، بلکه یک هدف معنوی بالاتری مدنظر است: پاک سازی فرهنگی و تحمیل اجرای قوانین الهی بر کفار. به عنوان مثال، ناجی در کتاب «مدیریت توحّش» اشاره می کند که «بدترین شرایط هرج و مرج در جامعه، بهتر از شرایط ثبات و آرامش تحت حکومت یک نظام مرتد است».(41) او گروه های سلفی-جهادی را به عنوان آماده ترین طلایه داران کشیدن ماشه ی آخرالزمان یا پایان دادن به ارتداد و جهانی که ما آن را می شناسیم و یک تولد دوباره دینی معرفی می کند. ناجی توضیح می دهد که «ما باید همه مردم را در فریضه جهاد درگیر کنیم؛ حتی اگر همه امت کشته شوند، آنها شهید محسوب خواهند شد». او مرگ میلیون ها مسلمان را برای یک انگیزه ی ارزشمند توجیه می کند.(42)

این نویسندگان از میان شیوه های مختلف خشونت، گردن زدن و سوزاندن را مقدم می دانند؛ چرا که از نظر آنها این روش ها در القای ترس و وحشت در میان مردم و بازداشتن دیگران از مقاومت در برابر آنها تاثیرگذارتر است. آنها اصرار دارند که این روش های شریرانه، می توانند برای حمله به اهداف اقتصادی، به ویژه صنعت نفت نیز مورد استفاده قرار گیرند. از دیدگاه آنها در این رویارویی با دشمن، ضمن نیاز به فداکاری و زحمت بسیار، باید از تاکتیک های ایجاد شوک و ترس و وحشت برای در هم شکستن دشمن استفاده کرد و با استفاده از این ابزار، آنها را «در حالت تدافعی و عدم تعادل نگاه داشت».(43)

 ناجی از حمله به مردم و زیرساخت ها برای به وحشت انداختن دشمن و به حداکثر رساندن سطح توحّش حمایت می کند.(44) مهاجر نیز بر همین اساس از روش های مخوف مانند سر بریدن، به عنوان تاکتیک مورد علاقه خود حمایت می کند. او در کتاب «فقه جهاد» یک فصل کامل را به سر بریدن اختصاص می دهد؛ با این استدلال که این عمل «یک تصویر خونین و جنایت آمیز را می سازد و موجب تقویت قلوب مسلمانان و وحشت مرتدین و ایجاد بازدارندگی از حمله آنها می شود».(45) مهاجر حتی شیوه های عجیب و غریب مجازات، مانند انتقال سرهای غیرمسلمانان کشته شده در جنگ از کشوری به کشور دیگر، و به نمایش گذاشتن آنها جهت بالا بردن قدرت بازدارندگی نیروهای سلفی-جهادی را ارائه می دهد.(46)

او فصل دیگری از کتاب خود را به بمب گذاری های انتحاری اختصاص داده و ادعا می کند که کشتن، خود از نظر کلامی مشروع است؛ چرا که موجب تقویت دین می گردد. مهاجر از دستورالعمل های صادر شده به وسیله ناجی فراتر رفته، به گروه های سلفی-جهادی توصیه می کند جهت به دست آوردن سلاح های کشتار جمعی به عنوان یک «ضرورت» دراین جتگ تمام عیار تلاش کنند.(47) اگرچه او می گوید که سلاح های کشتار جمعی تنها باید جهت دفاع در مقابل تهاجم کفار مورد استفاده قرار گیرد، اما استفاده از آن را در موارد دیگر نیز اگر به نفع مسلمانان باشد توجیه پذیر می داند.(48)

نوعی هوشیاری، واقع گرایی و خونسردی در دستورالعمل های پیشنهادی ناجی، مهاجر و دکتر فضل وجود دارد؛ نگرشی منظم که جنبه تاریک، شیطانی و نحس این پیام های ایدئولوژیک را می پوشاند. نقطه عزیمت هر سه ی آنها دولت اسلامی است که تنها می تواند بر روی «خون» رشد و نمو کند و بر روی «اسکلت و بقایای انسانی» استوار گردد؛ کل جامعه باید به یک جامعه ی آماده جنگ، جهت پیشبرد یک جنگ طولانی مدت که رهبران تاریخی به راه می اندازند، تبدیل شود.

این نویسندگان هشدار می دهند که اگر چه این رهبران دچار مشکلات اساسی شده و زیان های شخصی بزرگی متحمل خواهند شد، با این وجود لازم است یک نسل جهانی بسازند؛ یک نسل قرآنی غسل تعمید داده شده با آتش و خون.(49) جنگ آنها یک نبرد وجودی است بین ایمان و کفر، اسلام و ارتداد و تنها جنگ تمام عیار در برابر دشمنان نزدیک و دور است که مدینه فاضله اسلامی را به ارمغان خواهد آورد.

ایدئولوژی توتالیتر(تمامیت خواه) مذهبی؛ یک شمشیر دو لبه

جهان از دیدگاه داعش که به وسیله یک جنگ همیشگی در برابر دشمنان واقعی و خیالی معرفی شده است، بسیار شبیه جهان مورد نظر القاعده است. در این دیدگاه، جامعه در حالت بسیج پایدار و آماده باش دائمی، جنگی برای دفع دشمنانی که در همه جا کمین کرده و در اندیشه ی توطئه بر علیه دولت اسلامی هستند قرار دارد. با توجه به این جهان بینی، ثبات و آرامش تنها زمانی قابل دستیابی است که دشمنان یا به انقیاد درآمده و مطیع باشند و یا مجبور به به رسمیت شناختن حکومت مقدس این گروه گردند.

 این ایدئولوژی تمامیت خواه و مطلق گرای مذهبی، یک شمشیر دولبه است؛ در حالی که از یک سو رزمندگان داعش را با پیروان این گروه پیوند می دهد، از سوی دیگر داعش را نسبت به واقعیت های پیچیده حکومت داری در عرصه داخلی و در حوزه روابط بین الملل کور کرده است.(50)

تعصب ایدئولوژیک این گروه به محاسبه غلط و نامعقول آن و کسب مهارت در هنر دشمن سازی و قرار دادن کل جهان در مقابل خود منجر شده است. اگر چه داعش تاکنون اقدامات مؤثری را در میدان نبرد انجام داده است، اما محاسبات غلط و کوته فکری سیاسی و استراتژیک آن در درازمدت نتایج خوبی برای این گروه در بر ندارد. برای داعش هیچ گونه خطوط تیره و تار و مناطق خاکستری وجود ندارد؛ بلکه آن چه وجود دارد تنها پیروان و دشمنان هستند: شما یا سوگند وفاداری به بغدادی و ایدئولوژی او می خورید و یا برچسب دشمن به شما زده می شود و با احتمال کشته شدن روبرو می شوید. هیچ حالت بی طرفی بین خیر و شر وجود ندارد؛ انفعال به عنوان ارتداد در نظر گرفته می شود. این جهان بینی دوگانه انگار سیاه و سفید، داعش (و به طور کلی گروه های سلفی-جهادی) را در مقابل بشریت قرار داده است.

در پایان سال 2015 داعش اعلام کرد که حملات مرگبار علیه اهداف خارجی، از جمله جنگنده جت روسی و مراکز شهری در بیروت و پاریس را انجام داده و صدها نفر از شهروندان غیرنظامی را کشته و زخمی کرده است. این عملیات های گسترده، قدرت های بزرگ، به ویژه فرانسه و روسیه را جهت هماهنگی و دوچندان کردن تلاش های شان برای شکست داعش برانگیخته است. بغدادی و حلقه درونی پیروان او، به جای تلاش در راستای تعامل دیپلماتیک که می توانست شانس ادعای آنها برای یک ایالت مستقل بودن را افزایش دهد، جهان را علیه خود یکپارچه ساخته اند.

داعش ساختار نظام دولت [مدرن] را نمی پذیرد و به دنبال ارائه مدل انقلابی جایگزین بر اساس شاخصه های اسلامی و نه حاکمیت دولتی است. با این حال، اقدام داعش انتحاری و یک نوع خودکشی است. توانمندی های محدود نظامی داعش با توانمندی قدرت های منطقه ای و جهانی درگیر جنگ علیه این گروه، از جمله ارتش های قدرتمند نظام بین الملل مانند آمریکایی ها، روس ها و اروپایی ها قابل قیاس نیست. داعش با وجود تعداد زیاد دشمنان و کاهش منابع، بعید است بتواند سلطه ی خود را بر شهرهای بزرگ (عراق و سوریه) در طول سالیان متعدد حفظ کند.

یک سناریوی محتمل تر این است که با افزایش فشار نظامی بر داعش در آینده نزدیک، رهبران متوسط و ارشد آن ممکن است در مناطق شهری نفوذ کرده، همانند اقدامات القاعده در عراق بین سال های 2007 تا 2011 دست به اقدامات تروریستی مشابه بزنند. «دولت اسلامی» به ذات اصلی خود؛ یعنی یک سازمان شبه نظامی سلفی-جهادی زیرزمینی تغییر شکل می دهد. همان گونه که پیش از این بیان گردید، موفقیت داعش تاکنون در اصل به عواملی مانند توانایی این گروه در بهره برداری از شکاف های عمیق اجتماعی در منطقه و شکنندگی ساختارهای دولتی در سوریه و عراق و همچنین تضاد در درون ائتلاف تحت رهبری آمریکا و کمبود نیروهای محلی تاثیرگذار و قوی بستگی داشته است.

مهم تر از آن، ماشین جنگی بغدادی و «دولت» او نیازمند تدارک دوباره مردان در سن جنگ، سلاح، مهمات و پول که از  همه این موارد، کمیاب تر شده است، می باشد. اگر چه مسافرت نیروهای تازه نفس خارجی به سوریه جهت پیوستن به داعش همچنان ادامه دارد، هر چند آمار آن کاهش چشمگیری داشته است، اما گزارش های قابل اعتمادی از مبارزان داعش وجود دارد که از ادامه ی همکاری با این گروه دلسرد شده و به دنبال جدا شدن از این سازمان هستند.

جریان کمک ها و نیروهای جهادی به سمت سوریه نیز به دلیل همکاری نزدیک آمریکایی ها و ترک ها از اواخر سال 2015 با بستن مرز پانصد مایلی ترکیه با سوریه که تا همین اواخر شریان زندگی داعش را تامین می کرد قطع شده است.(51) اساساً در آینده پیش رو، این مسئله چالش مهمی برای داعش جهت حفظ ناوگان گسترده و مجهّز خود در محیط منطقه ای و بین المللی به شدت متخاصم ایجاد خواهد کرد.

دولت اسلامی بر پایه های متزلزلی بنیان گذاشته شده است و حماقت و بی پروایی برنامه ریزان آن، وضعیت نامناسب آن را تشدید کرده است. بغدادی و حلقه درونی یاران او بدترین دشمنان خودشان هستند. در حالی که قدرت نظامی داعش و شور ایدئولوژیک و عصبیت (همبستگی اجتماعی) آن را نباید دست کم گرفت، به این مسئله نیز باید توجه داشت که روایت این گروه از خودش به عنوان یک گروه شکست ناپذیر، مغلوب نشدنی و در حال گسترش قابل اعتنا نیست و تصور شکست ناپذیری داعش، یک افسانه است. کردها در عراق و سوریه با پشتیبانی حملات هوایی ائتلاف تحت رهبری آمریکا، بینی بغدادی و همکارانش را به خاک مالیده اند.

داعش را می توان از نظر نظامی شکست داد، اگر جوامع محلی به طور قدرتمند و سازمان یافته ایستادگی کنند. البته این که آیا این هدف در مناطق سنّی نشین عراق و سوریه دست یافتنی است یا نه، موضوع دیگری است. در عین حال، تا زمانی که عوامل و شرایط بسترساز شکل گیری و خیزش داعش در عراق، سوریه و جاهای دیگر پابرجا هستند، این گروه سرپا خواهد بود. با وجود این که شکنندگی ساختارهای دولتی در عراق و سوریه عامل کلیدی خیزش سریع و خیره کننده داعش بود، رقابت های منطقه ای و جهانی موجب بقا و طولانی شدن موجودیت آن شده است و تا زمانی که این شرایط و شکاف ها استمرار داشته باشند، شکست دادن داعش و بیرون راندن آن از عراق و سوریه دشوار خواهد بود.

مراجع

[1] R. Ysseldyk, M. Kimberly, Matheson, and H. Anisman, “Religiosity as Identity: Toward an Understanding of Religion from a Social Identity Perspective,” Personality and Social Psychology Review 14, no. 1 (2010): 60–71.

[2]Fethi Benslama, La guerre des subjectivities en Islam (Paris: Nouvelles Editions Lignes, 2014).

[3]See the interview of Fathi al Makdisi: “The Modernity Promised by the Nation State Is No Longer Sufficient—There Is a Need for a New Affiliation,” al-Quds al-Arabi, August 22, 2015 [in Arabic],www.alquds.co.uk/?p=391704&print=1#comments_controls.

[4]See link to an audio message by Abu Mohammed al-Adnani,“Hazizahu Allah” (This is the promise of Allah) June 29, 2014, http://jihadology.net/2014/06/29/al-furqan-media-presents-a-new-audio-message-from-the-islamic-states-shaykh-abu-muḥammad-al-adnani-al-shami-this-is-the-promise-of-god/.

[5]Ibid.

[6]Ibid.

[7]See link to a voice recording by Abu Mohammed al-Adnani,“Apologies, Leader of al-Qaeda,” declaring the revocation of the pledge of allegiance to Al Qaeda and calling on it to reject the pledge of allegiance by Joulani:www.youtube.com/watch?v=CAB(posted on September 17, 2014).

[8]Anne Barnard and Hwaida Saad, “ISIS Fighters Seize Control of Syrian City of Palmyra, and Ancient Ruins,” New York Times, May 20, 2015. See also Anne Barnard, “ISIS Conquest of Palmyra Expands Militants’ Hold on Syria,” New York Times, May 21, 2015.

[9] Jonathan Landay, Warren Strobel, and Phil Stewart, “Exclusive: Seized documents reveal Islamic State’s Department of `War Spoils`,” Reuters, December 28, 2015]

[10]Rukmini Callimachi, “ISIS Enshrines a Theology of Rape,” New York Times, August 13, 2015; see also Judit Neurink, “The ISIS Leader Abu Bakr al-Baghdadi Viewed Women Held Captive at a Syrian House as His Private Property, and Raped a Number of Them, Including the US Hostage Kayla Mueller,” Independent, August 14, 2015.

[11]Amnesty International, Escape from Hell: Torture and Sexual Slavery in Islamic State Captivity in Iraq(London: Amnesty International, 2014),www.amnesty.org.uk/sites/default/files/escape_from_hell_-_torture_and_sexual_slavery_in_islamic_state_captivity_in_iraq_-_english_2.pdf; Rothna Begum and Samer Muscati, “Interview: These Yezidi Girls Escaped ISIS. Now What?,” Human Rights Watch, April 15, 2015; Samer Muscati, “Raped by ISIS and Trying to Face the Future,” Human Rights Watch, April 14, 2015.

[12]Amnesty International, Escape from Hell.

[13] The “price list” was first leaked by activists based in ISIS-controlled areas of Syria in November 2014, but it was unable to be verified and its authenticity was initially brought into question. Cormac Fitzgerald, “ISIS Executes 19 Female Prisoners for Refusing to Practice ‘Sexual Jihad’—Kurdish Official,” Irish Independent, August 6, 2015.

[14]Fiker Center for Studies, “The Islamic State Organization: Drivers and Ideology” [in Arabic],www.fikercenter.com/, summarized in AlSouria.net, July 18 and 22, 2015.

[15] Jonathan Landay, Warren Strobel, and Phil Stewart, “Exclusive: Seized documents reveal Islamic State’s Department of `War Spoils`,” Reuters, December 28, 2015].

[16]ISIS, “The Revival of Slavery before the Hour,”Dabiq, no. 4, October 2014.

[17]For Baghdadi’s audio statement in November 2014, seehttps://pietervanostaeyen.wordpress.com/2014/11/14/audio-message-by-abu-bakr-al-baghdadi-even-if-the-disbelievers-despise-such/.

[18]Abu Bakr al-Najji, Idaraat al-Tawahush: Akhtar MarhalaaSatamur Beha al-Umma [Management of savagery: The most critical stage through which the Islamic nation will pass] (n.p.: Markaz al-DerasaatwalBuhuth al-Islamiyaa, n.d.), https://pietervanostaeyen.files.wordpress.com/2015/02/idarat_al-tawahhush_-_abu_bakr_naji.pdf; Abu Abdullah al-Muhajjer, Masael fi Fiqh al-Jihad [An introduction to the jurisprudence of jihad], https://archive.org/details/msael-mn; and Abdel-Qade Ibn Abdel-Aziz [Dr. Fadl], Al-’Umda fi I’dad al-’Udda[The essentials of making ready (for jihad)],www.m5zn.com/newuploads/2015/02/18/pdf/4f2fb076fd7d595.pdf.

[19]Abdel-Aziz, The Essentials of Making Ready, 5.

[20]Ibid. Moatez al-Khatib, “Daesh’s Intellectual Origins: From Jurisprudence to Reality,” January 2015, http://studies.aljazeera.net/en/dossiers/decipheringdaeshoriginsimpactandfuture/2014/12/2014123981882756.htm#a20.

[21]Najji, Management of Savagery, 83.

[22]Ibid., 20.

[23]Ibid., 50.

[24]Ibid., 75, 77.

[25]Ibid., 15.

[26]Abdel-Aziz, The Essentials of Making Ready, 340.

[27]Ibid., 342.

[28]Ibid., 313.

[29]Ibid., 30, 344. Fard Ayn (an individual duty) is an act that is obligatory for Muslims individually. Each will be rewarded for performing it, or punished for failing to perform it. The five daily prayers, for which Muslims are individually responsible, is one example of this duty.

[30]Ibid., 315.

[31]Ibid., 293–295.

[32]Ibid., 303.

[33]Ibid., 304.

[34]Ibid., 345.

[35]Ibid., 30.

[36]Ibid., 5.

[37]Fawaz Gerges, The Far Enemy: Why Jihad Went Global, 2nd ed. (Cambridge, UK: Cambridge University Press, 2010), 14.

[38]Muhajjer, An Introduction to the Jurisprudence of Jihad,25.

[39]Ibid., 32.

[40]Ibid., 18.

[41]See Najji, Management of Savagery, 4.

[42]Ibid., 76.

[43]Ibid., 32.

[44] Ibid.

[45]Muhajjer, An Introduction to the Jurisprudence of Jihad, 270, 288.

[46]Ibid., 282.

[47]Ibid., 187–188.

[48]Ibid., 469.

[49]Najji, Management of Savagery, 76–79.

[50] Shiv Malik, “The Isis papers: Leaked documents show how Isis building its state,” Guardian, December 7, 2015.

[51] Martin Williams, “Dozens of Fighters Are Defecting from the Islamic State. Here’s Why,” Washington Post, September 21, 2015; Schmitt and Sengupta, “Thousands Enter Syria.” See also J. Diamond, “Congressional Report: U.S. Has ‘Failed’ to Stop Flow of Foreign Fighters to ISIS,” CNN.com, September 30, 2015, http://edition.cnn.com/2015/09/29/politics/foreign-fighters-isis-congressional-task-force-report/index.html; Erin Cunningham, “The Flow of Jihadists into Syria Dries Up as Turkey Cracks Down on the Border,” Washington Post, August 1, 2015; David Brunnstrom, “U.S., Turkey Working to Finish Shutting Northern Syria Border: Kerry,” Reuters, November 17, 2015.

فصلنامه حبل المتین شماره 17

انتهای متن/

نمایش موجودیت‌ها