date_range چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ access_time ۱۲:۳۲:۰۰ ق.ظ
تعداد 1 خبرگزاری دیگر این خبر را منتشر کرده‌اند.

یادداشت/ رضا صفری فلسفه عزای حسینی وعده‌ای که از آگاهی مردم واهمه دارند

یادداشت/ رضا صفری فلسفه عزای حسینی وعده‌ای که از آگاهی مردم واهمه دارند
منبع خبر: خبرگزاری فارس

با شروع ایام محرم و برگزاری جلسات عزاداری امام حسین (ع)، حمله‌ها برای منحرف کردن فلسفه عزاداری شدت گرفته و جریان‌های خاصی آروغ روشنفکری از خودسر می‌دهند تا با بوی به ظاهر خوش اما گندیده آن فضای جامعه را آلوده کنند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری فارس، رضا صفری از فعالان حوزه و دانشگاه طی یادداشتی نوشت: با شروع ایام محرم و برگزاری جلسات عزاداری امام حسین علیه السلام، حمله‌ها برای منحرف کردن فلسفه عزاداری شدت گرفته و جریان های خاصی آروغ روشنفکری از خود سر می دهند تا با بوی به ظاهر خوش اما گندیده آن فضای جامعه را آلوده کنند.

گذشته نشان داده است که در این طیف، از روحانی نما و سکولار گرفته تا سلبریتی کم سواد و پیاده شده از فرهنگ، چه بخواهند و چه نخواهند، همه یک هدف را دنبال می کنند و آن نبود شور حسینی در جامعه و یا فراموش شدن فلسفه قیام امام حسین علیه السلام است؛ فلسفه ای که در آن اصلاح امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و قیام مظلوم در برابر ظالم  و پیروزی حق بر باطل به بلندای تاریخ زندگی بشر نهفته است.

برخی از افراد منفعت طلب - مخصوصاً سیاسی - که از آگاهی مردم واهمه دارند، می‌گویند: مجلس امام حسین علیه السلام جای بحث های سیاسی و جناح بازی نیست، نباید شخصیت برخی از افراد در آنجا مورد خدشه قرار گیرد، باید برای مظلومیت امام حسین علیه السلام و یارانشان گریست، انتقاد از مسئولین نباید در هیئات مذهبی صورت بگیرد، مداح اهل بیت باید نزاکت داشته باشد و فقط روضه بخواند، منبری هم فقط باید  از دین حرف بزند و به مردم مصائب را یادآوری کند و از عبادت و مسائل اخلاقی صحبت کند  و وارد مباحث سیاسی نشود؛ اگر هم می خواهد مباحث سیاسی را بگوید، از آمریکا و استکبار حرف بزند و کلی گویی کند و به افراد داخلی کاری نداشته باشد.

برای پاسخ به ادعاهای ذکر شده بیان چند نکته لازم است:

آن گونه که این افراد ادعا می کنند هیئات مذهبی در سیاست بازی غرق نشده اند، بلکه سعی دارند در گفتن حقایق، همان سیاست حسین بن علی را دنبال کنند؛ مداحان اهل بیت علیهم السلام متناسب با شرایط نوحه ها و مراثی، گاهی گریزی به مسائل روز می زنند؛ سخنرانان مذهبی نیز ضمن بیان مصائب عاشورا، در مورد مسائل مرتبط با آن و نیاز های روز برای مردم روشنگری می کنند؛ هر چند ممکن است در این زمینه به طور موردی افراط هایی هم وجود داشته باشد اما غالباً مجالس مذهبی در همان مسیر سابق خود هستند.

نقل می کنند که امام حسین علیه السلام به دشمنان خود در ماجرای کربلا گفته اند که شکم های شما از حرام پر شده است و به همین دلیل است که حرف حق در شما تاثیر ندارد؛ آیا به این بهانه که هیئت، میتینگ سیاسی نشود، نباید  برای مردم از خیانت کنندگان به اسلام و بیت المال مسلمین و از حرام خوری های منافقانه حرفی زد؟

ما اسلام ابوموسی اشعری و خوارج را نمی خواهیم؛ اسلام ساده لوحانه، هنگامه پیروزی علی در صفین را به ضربت سر او در محراب مسجد کوفه و ماجرای غم انگیز عاشورا می کشاند.

برخی می گویند که با این کارها مساجد و هیئت ها خالی می شوند؛ اتفاقاً به عکس، برای پر شدن مساجد و زنده بودن راه امام حسین علیه السلام، علاوه بر ذکر مصیبت، باید از کسانی حرف زد که به نام انقلاب و اسلام، برای خود کیسه دوخته و نامی دست و پا کرده اند و اکنون می ترسند که آگاهی مردم سوزن به کیسه های نخ نمای آنها بزند؛ اینها بدتر از کفار هستند، چرا که از پشت به مردم خنجر می زنند.

مگر معاویه نماز نمی خواند؛ مگر عمرو عاص در ظاهر مسلمان نبود؛ مگر نمی گویند که شمر جانباز صفین علی است؛ چرا امام علی و اهل بیت علیهم السلامهرجا که صلاح می دیدند بر ضد اینها حرف می زدند؟ شایدبرخی آقایان این موارد را نعوذ بالله خلاف اخلاق و نزاکت می دانند!!!

برخی نزاکت و اخلاق را در این می بینند که به خورندگان و به باد دهندگان سرمایه های مادی و معنوی کشور کاری نداشته باشیم؛ اگر نوکران امام حسین علیه السلام از فضاحت ها و ساده لوحی‌ نوکران آمریکا و نفوذی ها در کشور، چیزی به مردم نگویند، چه بگویند؟

جا دارد که آمریکا و اسرائیل و پیاده نظام های آنان در کشور، برای برگزاری مجالس بی روح و خشک، که هدف از عاشورا را فقط در گریه کردن و گریاندن مردم خلاصه می کنند، پول هم به ما بدهد؛ اسلامی که مصادیق شمر، یزید، عمر سعد،ابن مرجانه و ابن زیاد زمان را برای مردم زمانه اش بیان نکند و فقط به خم و راست شدن و گریه کردن اکتفاء کند، نه تنها خطری برای ستمگران و مفسدان ندارد، که هم راستای با استعمار و استثمار و عقب افتادگی کشورهای مسلمان است.

آیا سکوت در برابر جریانی که از کربلا درس مذاکره و صلح می گیرد، ظلم به کربلا و عاشورای حسین نیست؛ ظلم به طفل چند ماهه ی کربلا نیست؟ اگر انحراف از مسیر عاشورا، در مجلس عاشورایی گفته نشود در کجا گفته شود؟

چرا ما از جانب مردم سخن می گوییم؟ هرجا که مردم احساس کنند که جناح بازی در هیئات مذهبی صورت گرفته است، خودشان خیر و شر را می فهمند و به سخن ناحق واکنش نشان می دهند و آن مجالس را ترک خواهند کرد؛ اما گفتن واقعیت های جامعه که همگان با گوشت و پوست خود آن را لمس می کنند، نامش میتینگ سیاسی نیست؛ از طرفی، معمولاًجریانی چنین سخنانی را در مورد مجالس امام حسین علیه السلام می گویند که ادعای آزادی بیان آنها گوش فلک را کر کرده است!!

بسیاری از افراد همین جریان فریاد راه امام خمینی از خود سر می دهند و با بعضی از افراد بیت امام هم نشست و برخاست دارند؛ آیا  یادشان رفته که شروع انقلاب اسلامی ایران از سخنرانی تاریخی امام خمینی در عصر عاشورای سال 1342 شمسی و در مدرسه فیضیه بود؟ آیا امام آنجا فقط مردم را گریاندند؟

اگر تاریخ را مرور کنیم می بینیم که ساواک تهدید کرده بود که در مجالس بر ضد شخص شاه سخنی گفته نشود،از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل است چیزی نگویند، وگفته نشود که اسلام و قرآن در خطر است و دستگاه را ضد اسلامی بخوانند؛ امام خمینی نیز در آستانه محرم با صدور بیانیه ای گفتند که سکوت در این ایام تایید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است؛

آیا سکوت کردن در برابر کسانی که باعث پایمال شدن خون هزاران شهید و جانباز و آزاده می شوند و زحمت های میلیون ها مرد وزنرا برای به بار نشستن درخت انقلاب هدر می دهند، همراهی کردن با ظالم نیست؟

اینکه این عده به این شکل از هیئات مذهبی وحشت دارند، نشان دهنده این است که عاشورا هنوز نمرده است و کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا در لابه لای صفحات تاریخ نفس می کشد و اکنون صدای نفس هایش شدیدتر شده است تا در آینده دمی مسیحایی باشد بر پیکرحقی که در کره زمین مظلوم واقع شده است.

در دیدگاه امام خمینی ره، عاشورا هم مانند سایر گزاره های مذهبی با سیاست آمیخته شده است (( ...بیخود بعضی از ائمه ما نمی فرمایند که برای من در منابر روضه بخوانند، بیخود نمی گویند ائمه ما به اینکه هرکس که بگرید، بگریاند یا به صورت گریه، گریه کردن به خودش بگیرد اجرش فلان و فلان است؛ مساله، مساله گریه نیست، مساله مساله تباکی نیست، مساله، مساله سیاسی است که ائمه ما با همان دید الهی که داشتند، می خواستند که این ملت ها را با هم بسیج کنند و یک پارچه کنند از راه های مختلف، این ها را یک پارچه کنند تا آسیب پذیر نباشند؛ مسائل اسلام، مسائل سیاسی است و سیاستش غلبه دارد بر چیزهای دیگرش.... ،صحیفه نور ج13 -ص 154))

انتهای پیام/

 

نمایش موجودیت‌ها