date_range دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷ access_time ۰۸:۰۸:۰۰ ق.ظ

چرا دونالد ترامپ نمی‌تواند مانند باراک اوباما با حسن روحانی مذاکره کند؟

چرا دونالد ترامپ نمی‌تواند مانند باراک اوباما با حسن روحانی مذاکره کند؟
منبع خبر: نامه نیوز

ترامپ پس از تغییر تیم سیاست خارجی خود، توانسته است به یک استراتژی مشخص در برابر ایران برسد، اما او همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد چیده است.

گروه بین الملل نامه نیوز: ترامپ در دو سال گذشته به اندازه ای رفتارهای ضد و نقیض و ساختارشکنانه داشته است که او را غیر قابل پیش بینی بدانیم. این موضوع تنها به رفتارش با ایران بر نمیگردد. او در رابطه با همه چیز غیرقابل پیش بینی بود. حتی موضوعات و در رابطه با همپیمانانی که امریکا در مورد استراتژی خود در رابطه با آنها قبل از ترامپ شک و شبهه ای نداشت و مسیر سیاست خارجی اش برای سالهای متمادی مشخص شده بود.
ترامپ مردی فاقد استراتژی برای همه فصول مشخص روبروی خود بود. یکی از این فصلهای مشخص پرونده ایران بود. ترامپ از ابتدای حضور خود در کاخ سفید نمیدانست در مورد ایران چه می خواهد بکند. این موضوع مخصوصا در سال اول حضور او کاملا مشخص بود. او تنها به ملامت اوباما و کارنامه او میپرداخت و بدون داشتن آلترناتیو مشخص، یک به یک میراث او را کنار میگذاشت. همین روند باعث شده بود او برجام را بدترین توافق امریکا بداند و به تحریک تهران برای بهم زدن برجام بپردازد. روندی که وجود اختلافات بزرگ در تیم سیاست خارجی ترامپ را خیلی زود آشکار کرد و او نتوانست حضور تیلرسون و بسیاری دیگر را تحمل کند و آنها مجبور به خداحافظی شدند.

ترامپ به یک استراتژی رسیده است؟

حالا وضعیت کمی متفاوت شده است. ترامپ با تغییر تیم سیاست خارجی خود و آمدن پمپئو و همچنین فردی چون بولتون، به شرایط مورد نظر خود دست پیدا کرد. این تیم جدید به نظر می رسد برای ترامپ نقشه راه و یک استراتژی در مورد ایران طرح کرده اند. هر چند در بررسی رفتارشناسی ترامپ هنوز نمیتوان حرکتهای بعدی او را چندان دقیق حدس زد، اما به نظر می رسد او دیگر مانند گذشته از نبود یک استراتژی رنج نمی برد. اما موضوع این است که داشتن یک استراتژی به معنای داشتن یک استراتژی موفق نیست و نمی توان گفت اقدمات مشخص و طرح ریزی شده آنها را به موفقیت خواهند رساند.
در حال حاضر ترامپ پس از خروج از برجام این مسیر را در ذهن خود دارد که فشار همه جانبه و سنگین بر ایران می تواند او را به هر آنچه میخواهد برساند. اعمال تحریمهای همه جانبه نفتی و بانکی و استراتژی به صفر رساندن فروش نفت ایران، مهمترین قسمت این اقدامات است. در این باره او تلاش میکند حضور شرکتها و سرمایه گذاری های متعدد را در ایران سد کند و کشورها و شرکتهایی که بخواهند به همکاری و تعامل با ایران ادامه دهند را مورد جریمه قرار دهد. سفر فرستادگان او به کشورهای مشتری ایران و استفاده از روشهای تشویقی و تهدید برای قطع عامل و مراوده با ایران در همین باره قابل تفسیر است.
در حال حاضر تحریمهای غیر نفتی اعمال شده و تحریمهای نفتی نیز از آبان ماه اعمال خواهد شد. امریکای ترامپ می اندیشد ایران در این شرایط بیش از چند ماه نخواهد توانست دوام بیاورد و به میز مذاکره نزدیک خواهد شد. اصرار او در حال حاضر به مذاکره با مقامات ایرانی نیز به نوعی تحمیل این روند به زمانی نزدیک است. ترامپ تلاش میکند با القا این موضوع که ایرانی ها نمی توانند در این شرایط دوام بیاورند، خودشان متمایل به گفت و گو با امریکا هستند. مسئله ای که بارها از سوی مقامات ایران تکذیب شده است.

دلیل اشتباه ترامپ

اما این روش چرا نتیجه نمی دهد؟ ترامپ با پیش بردن این مسئله می خواهد بیشترین امتیاز ممکن را کسب کند. او از برجامی خارج شده است که اعتقاد دارد به نفع ایران بوده است و ایران نیز با اعتقاد به این موضوع، هنوز به ادامه آن راغب است. از این رو برگشت ایران به میز مذاکره به معنای پذیرش طرحی جدید با به رسمیت شناختن کنسل شدن برجام و دادن امتیازهای جدید از روی انفعال است. این وضعیت ایده آل ترامپ است.
اما موضوعی که ترامپ در ایران شناسی خود با آن مواجه است، عدم تاثیر متغیر تحریم روی متغیر مذاکره است. جمهوری اسلامی ایران هر چقدر هم در تنگنا قرار گیرد حاضر نخواهد بود از روی بازی باخت به سمت میز مذاکره برود و مذاکره را در صورت ترتیب یک بازی برد برد می پذیرد.
ترامپ در ذهن خود یک بازه پنج ماهه متصور است که می تواند ایران را از پای بیندازد. ولی اگر این پنج ماه بگذرد و تغییر و تحول مورد نظر ترامپ اتفاق نیفتد چه خواهد شد؟ ترامپ با گذشت این فرصت به نوعی دیگر زمان لازم برای طرح بازی جدیدی را نخواهد داشت. زیرا که زمان رقابتهای انتخاباتی 2020 فرا خواهد رسید و ترامپ باید در حالی به سمت شکل دادن کمپین تبلیغاتی خود برود که یک بازی سخت را بازنده شده و این موضوع تاثیر بسزایی روی آینده سیاسی او خواهد داشت.
ایران در حال حاضر از لحاظ وضعیت خود در بیرون مرزها با شرایط قابل قبولی روبرو است و تعامل آن با کشورهای باقی مانده در برجام و همچنین تلاش آنها برای شکل دادن ساز و کار جدید برای مبادله با ایران، باعث پر رنگ شدن اختلافات اروپایی ها با امریکا شده است. اما ایران در داخل باید بتواند دست به یک ساماندهی و ایجاد ثبات و جذب اعتماد مردم بکند. اصلاحات مشخص اقتصادی و جذب اعتماد مردم میتواند موفقیت آن را در آینده با هزینه کمتری پیش ببرد.

نمایش موجودیت‌ها