date_range پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ access_time ۱۱:۰۰:۰۰ ق.ظ

شهرزادی که دوستش داشتیم

شهرزادی که دوستش داشتیم
منبع خبر: عصر ایران

اولین ایرادی که می‌شود به شهرزاد 2 گرفت این است که داستان این فصل جذابیت‌های فصل یک را ندارد.

عصر ایران؛ مصطفی داننده- فصل دوم شهرزاد هم به پایان خود رسید. من هنوز نتوانستم قسمت پایانی این سریال را ببینم. نتوانستم نمی‌تواند واژه مناسبی برای ندیدن این قسمت باشد. بیشتر حوصله‌ام نگرفت قسمت آخر را بخرم و ببینم. درست برخلاف شهرزاد یک که دوشنبه‌های من را شهرزادی کرده بود. دوشنبه‌هایی که قبل از آمدن شهرزاد نودی بود.

هرچقدر فصل اول شهرزاد دلبری می‌کرد فصل دوم دلسردی به بار آورده است. هنوز سی‌دی‌های قسمت اول در کمد خانه به ترتیب نشسته‌اند اما قسمت‌های فصل دوم را گاهی با سی‌دی، گاهی به لطف دانلود قانونی برخی دوستان و حتی روایت خانواده دیده‌ام.

در فصل اول شما نام مصدق را درشت می‌شنوید. با روزنامه نگاری آشنا می‌شوید که دغدغه جامعه دارد و به دنبال گرفتن حق خود و مردم از جامعه پر رنج و درد آن روزگاران  است. با بزرگ‌اقایی روبرو هستید که نماد استبداد داخلی است. با آدم‌هایی روبرو هستید که تنها و تنها بله قربان گو هستند.

فصل دوم شهرزاد اما حرف جدیدی برای شما نداشت.

شهرزادی که دوستش داشتیم

شهرزاد 2 قرار بود بهتر از شهرزاد یک باشد. همه هم منتظر بودند سریال کامل‌تری از فصل اول سریال حسن فتحی را ببیند. به ویژه در روزگاری که تلویزیون با خشکسالی سریال‌های جذاب روبرو است.

اولین ایرادی که می‌شود به شهرزاد 2 گرفت این است که داستان این فصل جذابیت‌های فصل یک را ندارد. در فصل اول، عاشقانه شهرزاد و فرهاد، ورود قباد به این عاشقانه و جذابیت‌های شخصیت بزرگ آقا باعث شده بود مردم برای اولین بار در ایران هر هفته با رضایت کامل برای دیدن یک سریال پول بدهند و مشتاقانه منتظر هفته آینده و قسمت تازه این سریال باشند.

داستان فصل دوم قابل پیش بینی بود. بسیاری از ببیندگان فصل اول، اگر قرار بود داستانی برای این سریال بنویسند تقریبا داستانی مشابه قسمت‌های منتشر شده از فصل دوم را روایت می‌کردند. از حسن فتحی به عنوان کسی که سریال‌هایش مملو از دیالوگ‌های فوق‌العاده است، انتظار می‌رفت فصل دوم این سریال هم از نظر فیلمنامه و داستان به شدت قوی باشد.

شهرزاد 2 تبدیل به یک سریال معمولی شده بود که اگر آدم آن را هم نمی‌دید چیزی را از دست نمی‌داد.

در این فصل سعی شده بود بازیگران مطرح تری به فیلم اضافه شود. امیر جعفری، رضا کیانیان و رویا نونهالی از این جمله بودند. به نظر می‌رسید کارگردان این سریال با حضور این بازیگران در تلاش بود تا جای خالی علی نصیریان را با آنها پر کند. اتفاقی که نیفتاد.

هنوز هم بسیاری از بینندگان این سریال متوجه نشدند چرا رضا کیانیان و امیر جعفری وارد این سریال شدند و قرار است چه باری را به دوش بکشند.

خروج بزرگ آقا به عنوان یکی از ارکان اصلی فصل اول شهرزاد ضربه بزرگی به فصل دوم این سریال زد. رویا نونهالی به عنوان عمه قباد که وظیفه مدیریت پنهان خاندان دیوان‌سالار را در اختیار دارد. نتوانست جای بزرگ آقای شهرزاد را پر کند.

نقش پررنگ اکرم در فصل دوم نکته دیگری این سریال بود. مستخدم خانه دیوان‌سالار با فضولی از تمام اطلاعات نهان و رازهای پنهان قباد و خاندان دیوان سالار آگاه است. به نظر می‌رسد به شدت در مورد نقش اکرم در این فیلم اغراق شده است. اینکه در خانواده‌ای که بسیاری از کارها به صورت پنهانی انجام می‌‌گرفته، یک دختر بتواند به تمام رازها پی ببرد کمی عجیب است.

اکرم تمام رازهای این خاندان را می‌داند. از مرگ ململ، بزرگ آقا تا اینکه قباد فرزند نصرت است.

فصل دوم به نقطه پایان خود رسید. قرار است فصل سوم این سریال به زودی منتشر شود. امید است فصل سوم بتواند همان شهرزادی باشد که دلبری می‌کند. همان شهرزاد دوست داشتنی دوشنبه‌ها.

 

تصویرها
شهرزادی که دوستش داشتیم
نمایش موجودیت‌ها

نظرهای خبر

  • user avatar
    ناشناس

    حق با شماست ما هم از قسمت دوم خوشمان نیامد چرا باید عموم مردم قباد را بیشتر از فرهاد دوست داشته باشند؟ چرا؟!

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۹:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    ناشناس

    به نظر ما فصل دوم شهرزاد به جذابیت فصل اول آن بود...اتفاقا بخشی از قسنتهای فصل اول کسل کننده تر بود.. نقد درست این است که بصورت تخصصی و با معیار های قابل ارزیابی نوشته شود و گرنه این که جذاب تراست یا نه یک معیار غیر قابل سنجش خواهد بود که با توجه به دنیای فکری و سلایق بیننده ها متفاوت است. اقتدار شخصیت بزرگ آقا و بازی بینظیر استاد نصیریان از نکات قوی فصل اول بود که در فصل دوم جای خالی آن محسوس بود و البته شخصیت کیانیان در فصل دوم کمی اغراق شده و تصنعی بود در ارتباط با همسرش. دقت لازم در ساخت و حرفه ای بودن بیشتر ساختار سریال هم ستودنی بود.... خواهشمندم این نظر را نشر دهید.

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۱:۰۶:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    حمید

    بعنوان احدی از بینندگان با نظرتون مخالفم. چرا که داستان سری دوم غیر جذاب، شاخه به شاخه و بی جهت کشدار و ..... در مجموع اتلاف وقت گران بنده و خانواده محترمم بود.....

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۱۲:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    ناشناس

    “”هرچقدر فصل اول شهرزاد دلبری می‌کرد فصل دوم دلسردی به بار آورده است. ”” بهاطر پراکندگی ماجراها در فصل دوم و شاخ و برگ زیاد برعکس فصل اول

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۲۵:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    علی

    خصلت ایرانی جماعت خیلی زود ارضاع واشباع میشه امریکایی ها سریال می سازن 5 فصل هرفصل 40 قسمت بدون اینکه کیفیت افت پیداکنه هرفصل جالبتر از فصل قبل این شهرزاد مثلا گل وچکیده سریال سازی وحتی سینمای ایران بود با کلی تعریف وتمجید ماحصلش شد این، فکرشو بکنید مثلا ما مخترع ومبدع وسازتده گوشی موبایل بودیم توهمون سری های اول که نوکیا میزد شبیه گوشت کوب بود استب میکردیم ومشغول تعریف وتمجید از خودمون میشدیم ومیگفتیم این دیگه اخرشه از این بهتر نمیشه #ودر اخر خداروشکر که خدا غربی هارو افرید

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۱۱:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    ناشناس

    درود بر شما خداوند همیشه شیاطین را با جلوه گریهای زیاد دنیایی خلق میکند و بعد انسان را سر دو راهی انتخاب راه شیطان یا ایمان به دستورات و احکام خود قرار میدهد تا مومن از منافق و کافر باز شناخته شود و در نهایت جهان اخرت و حساب و کتاب

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۱:۱۸:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    سجاد

    دیدن تو سریال بازی تاج و تخت یکی از عوامل جذابیت، کشته شدن شخصیت های مهم به تدریج و طی قسمت های مختلفه، اینام میخوان اداشُ در بیارن... به دلم مونده هاشم آقا یه جمله معمولی بگه! همش جمله قصار همش سخن بزرگان. تصور کنید این همه آدم ریز و درشت کشته شدن اونوقت تنها کسی که براش دادگاه تشکیل شد و این همه مامور و کارآگاه و فلان و بهمان پیگیرش شده «مل‌مل» کلفت خونه است! کسی که اصلا شاکی هم نداشت پرونده.

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۰۹:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    ناشناس

    معلوم بود که قسمت دوم جذاب نخواهد شد؛ چون امکان روایت صادقانه تاریخ را نداشت.

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۱۲:۳۲:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    ناشناس

    این سرنوشت اکثر برنامه های موفقیه که عواملش فریب اقبال و موفقیت سری اولش رو میخورن و به دام ساختن قسمت های بعدی می افتن.توی سریال های خارجی هم همینطوره و هستن مواردی که با ساخت دنباله شکست خوردن. بطور کل در سری سازی احتمال شکست بیشتر از موفقیته.البته نه در همه موارد

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۱۹:۰۰ ب.ظ
  • user avatar
    سعید ن

    برعکس نظر نویسنده محترم و صاحبان نظر بنده آنرا بسیار مناسب دیدم، فقط یک مثال میزنم: سریال شدیداً سعی میکند مخاطب را بفکر وادارد: اینکه بیننده از ورای فیلم بروی نمودار زمان حرکت کند، اینکه چگونه ثروت بهر شکلش ولنگاری جنسی میآورد، اینکه به مفاهیم و اثر گذاری عشق پاک و بی آلایش تاکید میکند(هاشم و عمه قباد) در لحظات آن برخوردها من "شهریار" را میدیدم و عزل مشهور آمدی جانم بقربانت ... و خاطره ای از دوران هیجان عشقی بی کرانه اش، آنجا که میگوید: زمانی عشقش را به درب منزل میرساند و او از رفتن امتناع میکند و میگوید، شهریار را نمیتواند تنها بگذارد که به منزل برود!! و شهریار میپذیرد و لاجرم شهریار را به درب منزل میرساند، و داستان از نو، شروع میشود و این رفت آمدها تا بدانجا ادامه میابد که تا صبح ادامه میابد. و ... اینها واقعیتهای ملموسند منتهی نیاز دارند، بیندیشیم.

    پنجشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۶ ۰۴:۲۱:۰۰ ب.ظ
آگهی