date_range چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ access_time ۰۹:۵۹:۴۲ ق.ظ

صغری شاکرمی امام خمینی (ره)، اقتدار فرهنگی اسلام و ضعف فرهنگی غرب

امام خمینی(ره)، اقتدار فرهنگی اسلام و ضعف فرهنگی غرب

صغری شاکرمی

 امام خمینی (ره):    

  صغری شاکرمی امام خمینی (ره)، اقتدار فرهنگی اسلام و ضعف فرهنگی غرب                                                           

« نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»

استقلال و موجودیت در جامعه از استقلال فرهنگی آن نشات می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگری یا یکی از آنها امکان پذیر است. پس شعار ما تا آخر "استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی" است.

چکیده:

امام خمینی (ره) با دم مسیحایی خود روح اعتماد به نفس و خودباوری را در کالبد ملت ایران دمید و این ملت را به نقطه غرورمند خودباوری رسانید، او در فرازی از سخنان خود فرمود:

«اطمینان داشته باشید اگر بخواهید می شود. اگر بیدار بشوید می خواهید، شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را که نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربی ها از ما بالاتر نیستند».( صحیفه امام، ج 13، ص 538)

امام خمینی با اعتقاد به عینیت دیانت و سیاست اعتقاد به «سیاست اسلامی» داشتند یعنی اسلام بایستی به عنوان هدف و سیاست به عنوان روش و وسیله نیل به هدف مورد توجه قرار گیرد نه اینکه اسلام به عنوان ابزاری سیاسی مورد سوء استفاده برخی از سود اندیشان واقع شود.

از این رو فرهنگ استکبار ستیزی و دشمن شناسی و داشتن خودباوری و استقلال که برگرفته از اندیشه امام راحلمان است باید سرلوحه افکار و اعمالمان قرار دهیم و همواره درصدد دفاع از شرف و اقتدار ملی خود برآییم و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبری در این رابطه تاکید ورزیم که فرمود:

«هر ملتی اگر تسلیم سلطه قدرتهای بزرگ عالم شد، از دست رفته است، هر ملتی اگر حاضر شد از شرف ملی، اقتدار ملی و اراده ملی خود چشم بپوشد در ورطه بی پایان وادیی که آخر آن معلوم نیست لغزیده است».

 

مقدمه:

در اندیشه امام راحل (ره)، فرهنگ از گستره‌ای عمیق برخوردار است که در حوزه آن، همه رفتارها و نگرش ‌ها تعریف می‌ شوند. امام(ره) فرهنگ را کارخانه آدم‌سازی می‌ داند: «فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است… فرهنگ سایه‌ای است از نبوت.»

بی‌شک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان‌ تهی است، اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند و بالاخره در آن مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد. استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات می‌گیرد و ساده ‌اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان ‌پذیر است. امام خمینی به عنوان بنیانگذار یک نظام سیاسی جدید در ایران و نیز یک فقیه برجسته‌ شیعی، نگاه جدیدی به غرب و سایر فرهنگ و تمدن‌ های دنیا ارائه کردند. ایشان با شناخت دقیق از همه‌ ابعاد تمدن غربی، بر لزوم حفظ استقلال هویت جامعه‌ اسلامی و جلوگیری از خودباختگی در قبال فرهنگ تهاجمی غرب تاکید فراوان نموده‌اند.

 

امام خمینی (ره) از دیدگاه اندیشمندان و شخصیت های جهان

گویی شخصیتی از شخصیت های آزمون بزرگ صدر اسلام (فتنة الکبری) با معجزه ای به دنیا  بازگشته تا پس از امویان و به خون غلتیدن شهیدان اهل بیت علیهم السلام سپاه علی علیه السلام را رهبری کند. محمدحسنین هیکل (نویسنده مشهور مصری)

وی از جمله افرادی بود که خداوند سبحان، علمی نافع و عقلی جلوتر از زمان به وی اعطاء کرده بود. شیخ محمد طنطاوی (مفتی اعظم دانشگاه الازهر مصر)

در نظر بسیاری از آمریکاییان چهره واقعی اسلام آن است که توسط امام خمینی معرفی شده است. دیوان حداد (استاد دانشگاه ماساچوست)

در خمینی ذوب شوید همانگونه که او در اسلام ذوب گردید.

در میان پیروان پیامبر اکرم (ص) طی چهارده قرن که از تاریخ اسلام گذشته است کمتر کسی را می توان پیدا کرد که تاثیر جامعی چون امام خمینی از خود بر جای گذاشته باشد. شهید آیت الله سید محمد باقر صدر (ره): نهضت موفقیت آمیز امام خمینی در ذات خود یک انقلاب فرهنگی جامع و فراگیر را علیه غرب و ارزشهای آن در بر داشت. مثال: ایران مجدداً نشان داد که تصورات غرب، مبنی بر اینکه فرهنگ های خارج از جغرافیای اروپا و آمریکا با ماشین و آسمان خراش،

ارزشهای غربی را نیز خواهند پذیرفت، باطل و گمراه کننده بود. پرفسور محمدحسین هدی (اندیشمند مسلمان- مقیم اتریش)

امام خمینی از نظر بسیاری از مسلمانان، آخرین شخصیت از سلسله آموزگاران و داعیان بازگشت به خودآگاهی در عصر جدید محسوب می گردند.

سرمشق امام خمینی، اسلام گرایان را در سراسر گیتی به حرکت در آورده است. کلاوس برینگ (نویسنده برجسته اتریشی)

امام خمینی مبشر عصر جدیدی در ادوار زندگی بشریت اند که به نظر می رسد در این مرحله برای روحیه آشفته بشریت بیش از هرچه به معنویت نیاز خواهد بود. والینتن پروساکوف (اندیشور و نویسنده روسی)

 از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران فرایند عمومی جهان روند معکوسی را آغاز کرده و به سمت دینی شدن پیش می رود. آنتونی گیدنز (جامعه شناس مشهور انگلیسی)

امام خمینی بیدارگر همه موحدان در عصر ماست. در روزگاری که سیطره مادیت و ابزار مادی و اندیشه های ضد معنوی جامعه بشری را در چنبره خود گرفته بود، احیای دین و معنویت مدیون امام خمینی و یاران انقلاب اسلامی است. (پروفسور یاوس اوسوس)

بی تردید جهانیان همچنان تحت تاثیر انقلاب معنوی او (امام خمینی) قرار دارند. آنتونیوا مورانو (نویسنده اسپانیایی)

امام خمینی در نزدیک شدن به خدا فصل جدیدی را گشود و با حمایت مردم، انقلاب اسلامی را که نقطه عطف مهمی در تاریخ قرن بیستم است. به سرانجام پیروزمندانه ای رساند.

انقلاب امام خمینی حتی سیر تطّوری انسان را تغییر داد. (لنسل پروفسور اتریشی)

اگر ما پیشگویی های آیت الله خمینی را در آن پیام جدی می گرفتیم، امروز قطعاً شاهد چنین وضعی (فروپاشی شوروی و ضعف روز افزون روسیه) نبودیم.

آیت الله خمینی توانست اثر بزرگی در جهان بگذارد و من معتقدم ایشان فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید. گورباچف (آخرین رئیس جمهور شوروی سابق)

مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی ایران برای ما (روسها) نامه حضرت امام به گورباچف بود که در آن به رهبری شوروی تذکر داده شد که در فرایند پروستریکا مواظب باشید در باتلاق غرب گرفتار نشوید و اگر گورباچف به این نصایح امام توجه می کرد، دچار این گرفتاریها نمی شد. بابورین (نماینده مجلس دومای روسیه)

تردیدی نمی باشد که ایشان امام خمینی یکی از مردان بزرگ تاریخ در این قرن بود. کمتر کسی را امروز می توان یافت که از نفوذی همانند آنچه که نه تنها در ایران بلکه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرتهای بزرگ را تا این حد به خود معطوف دارد. هنری کرانک (کاردار سیاسی و نظامی سفارت آمریکا در ایران در سالهای 1972 تا 1978میلادی )

چه باید کرد، با چه وسیله و امکانی جلوی حرکت بنیادگرایی اسلام را باید گرفت! این پیرمرد جماران ما را دیوانه کرده است. الکساندر هیک (وزیر اسبق امور خارجه آمریکا)

(گرفته شده از سایت net.http://www.tebyan)

 

فرهنگ از دیدگاه امام خمینی (ره)

از دیدگاه امام خمینی (ره) فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیاء فرهنگی امکان ‌پذیر است. از نگاه امام فرهنگ دارای دو ساحت اصلی است: نخست بُعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بُعد اجتماعی فرهنگ که در عرصه حیات اجتماعی انسانها حضور دارد.

 به هر روی با این نگاه فرهنگ موضوعی است ویژه انسان و ارتباطی وثیق با هدایت و تربیت او دارد. از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزه‌های فردی و اجتماعی سبب هدایت انسانها و جامعه و تربیت الهی هر دو خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بُعد فردی و اجتماعی فرهنگ، تاثیراتی عمیق بر هر دو ساحت فرهنگ اسلامی – ایرانی گذاشته‌اند، به گونه‌ای که الگوی تحول فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی می‌تواند به تنهایی موضوع تحقیقی جامع و فراگیر باشد.

 ایشان در بُعد فردی مسائل فرهنگی سالها به خودسازی و تربیت خویش و دیگران پرداختند و در قالب سلوک اخلاقی و عرفان عملی اسلام نمونه‌ای از انسان تربیت ‌یافته ی الهی را به جهان امروز معرفی نمودند. جوانان بسیاری نیز در این نظام تربیتی که امام احیاگر آن بودند رشد یافتند و سیر الی ‌ا… خویش را با مراد خود پیمودند و به عناصر اصلی انقلاب اسلامی تبدیل شدند.

 در ابعاد اجتماعی نیز تئوری اصلاح فرهنگی امام در قالب انقلاب اسلامی معرفی و تبیین شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوی 3 ویژگی زیر باشد:

1- دارای یک نظام تربیتی برای رشد و تعالی انسان باشد.

2-فعال، پیش‌رو و روزآمد باشد و هیچگاه دچار تحجر، انفعال و غربزدگی نشود.

3- با محوریت فرهنگ‌ خودی تامین‌کننده استقلال فرهنگی باشد.

در ادامه سعی خواهیم نمود به تبیین این سه ویژگی از دیدگاه فرهنگی امام بپردازیم:

1-امام خمینی (ره) معتقد است تربیت الهی انسان اصل و اساس دعوت انبیاء و ادیان بزرگ جهان است. همانگونه که مسیح برای تربیت، عروج و رشد انسان مبعوث شد، پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز وظیفه تربیت و هدایت انسانها را بر عهده داشت. بنابراین اساس فرهنگ دینی بر هدایت و تربیت انسان به سوی خداوند متعال شکل گرفته است. از نگاه امام اصلی‌ترین و اولی‌ترین نقش و وظیفه فرهنگ، تربیت انسان صالح است. ایشان در انتقاد از غرب و حکومت پیشین ایران در نادیده گرفتن این ضرورت فرهنگی می‌فرمایند:" آنها فرهنگ ما را آنطور درست کرده‌اند که نگذاشتند انسان در آن تربیت پیدا کند. اینها نگذاشتند که جوانان ما رشد پیدا کنند. اینها در فرهنگ ما رخنه کردند و فرهنگ ما را به روزی انداختند که انسان نتواند در آن رشد پیدا کند. (صحیفه امام، ‌ج 6، ص 36). ایشان اصل رشد و هدایت انسان به سوی خداوند متعال را نیز به عنوان اولین وظیفه دولت موقت ایران در سال 1358 (1979میلادی) معرفی کردند و فرمودند:" باید در این سال جدید عنایت زیادی شود اول به فرهنگ که این خیلی مهم است، این فرهنگ باید متحول شود، فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی شود باید معلمان ما متناسب با فرهنگ ما انتخاب شوند و جوانان ما را به گونه‌ای صحیح تربیت کنند یعنی جوانان ما تربیت انگلی پیدا نکنند. چنان‌چه که تا به حال این‌گونه‌ بوده که آن ها را غربی بار آورده‌اند. این مساله در فرهنگ ما مطلب بسیار مهمی است. بالاخره فرهنگ ما باید متحول شود." (همان، ص 396 ) امام در تبیین عدم توجه به این مساله مهم خصوصاً در دانشگاهها می‌فرمایند:" ما بیش از پنجاه سال است که دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است به ما از این جهت رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است."( همان، ص 16)
2- بر اساس دیدگاه امام، فرهنگ باید روزآمد و پیش‌رو باشد و در عرصه توسعه فرهنگی جامعه نقشی فعال و پویا داشته باشد. در دیدگاه امام آلوده شدن فرهنگ به تحجر و واپس‌گرایی نیز از آسیب‌های بزرگ فرهنگ است. لذا امام در اولین روزهای انقلاب در پاسخ به عده‌ای از متحجرین و در پاسخ به شایعاتی مبنی بر تحریم سینما از سوی مراجع دینی فرمودند: "ما کی با تجدد مخالفت کرده‌ایم؟ سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت مردم و تربیت آنها باشد. ما با فساد مخالفیم نه با سینما." (وصیتنامه امام خمینی)

پویایی و سر زندگی فرهنگ از نگاه امام یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ است. به اعتقاد امام فرهنگ مشرق ‌زمین این توانایی را دارد که بدون تاثیر از سایر فرهنگها نقشی فعال و پویا ارائه نماید. ایشان در وصیتنا‌مه خویش در فرازی به نقشه دامنه‌دار استعمار غرب برای رخوت و رکود فرهنگی جوانان به وسیله مظاهر فساد اشاره می‌نمایند و آن را مغایر پویایی فرهنگی مشرق‌ و به خصوص ایران می‌ دانند. از نگاه امام الگوی خودباوری شرق یکی از راههای پویایی و سر زندگی فرهنگ شرقی است و به همین جهت در وصیتنا‌مه خویش خطاب به جوانان ایرانی می‌فرمایند:"و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد اگر خودی خود را بیابد." (صحیفه امام، ج 21، ص 418)
3- از نگاه امام خمینی (ره) فرهنگ خودی هر جامعه مناسب ‌ترین فرهنگ برای رشد و بالندگی آن جامعه است و تلاش در جهت هر چه پر بارتر کردن این فرهنگ موجب استقلال فرهنگی خواهد شد. در ادبیات امام فرهنگ غرب، ویرانگر فرهنگ شرقی است ولی با این وجود امام بر اخذ وجوه مثبت فرهنگ غربی تکیه دارد. خودباوری فرهنگی در اندیشه ی امام یک اصل اساسی است.

امام معتقد است غرب در پی استیلای فرهنگی خویش بر شرق است و این استیلا نظم فرهنگی جامعه شرقی را بر هم خواهد زد. ایشان در پیام تاریخی خویش به گورباچف به این نکته اشاره کرده و می‌فرمایند:"شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌ های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نکرده‌اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند." (همان، ص 221)

غرب ‌ستیزی منطقی امام، همواره بر جهت خاص حفظ و کسب استقلال فرهنگی استوار بوده است. از نگاه امام غرب ‌ستیزی فرهنگی در کنار تحول فرهنگی در چارچوب فرهنگ شرقی باید به استقلال فرهنگی بیانجامد چنانکه فرمودند:"بالاخره باید فرهنگ متحول شود به یک فرهنگ سالم و یک فرهنگ مستقل و یک فرهنگ انسانی ."

از نگاه امام خمینی (ره) باید اصلاح یک جامعه را از اصلاح فرهنگی آن جامعه آغاز کرد. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام نیز در پی تجدید حیات معنوی و فرهنگی انسان و جامعه بوده و هست. این شیوه ی اصلاح فرهنگی امام الگویی از تحول فرهنگی در پرتو تعهد فرهنگی را به جهان امروز عرضه نمود.

 

تاملاتی در غربشناسی و رویکرد جهانی به اندیشه های امام خمینی (ره)

اساس تفکر غرب بر این عناصر چندگانه است از قرن 16 به بعد به جای خداوند، انسان، به جای آخرت دنیا، به جای ایمان و وحی، علم، توجه تمدن غرب به انسان و طبیعت و علم، به نحوی که علم طبیعت را تحت سیطره انسان قرار دهد می باشد تا در سایه آن به پیشرفت و رفاه برسد. معتقد به رابطه متعادل بین طبیعت و ماوراء طبیعت نیست. تمدن غرب ماوراء طبیعت را انکار می کند و یا به کنار می نهد یا دین را انکار می کند و قلمرو بشری را خارج از محدوده دین می راند و از دین دو کلمه آزادی برای آنان اصل و اساس است و تفکر سکولاریسم در عرصه تشریع مطرح می گردد.امام می فرمایند اگر ما در بعضی مسایل و از لحاظ تکنولوژیک نیازمند به دستاورد غرب هستیم ، غرب نیازمند به اصول تفکر ماست، بدون این اصول تمدن غرب دچار نوعی آنارشیزم می شود و دچار فلسفه نسبیت و شکاکیت می گردد، که همه چیز مباح است زیرا معیار ثابتی برای سنجش امور نیست و به دنبال این بینش بحرانهای اخلاقی، فساد و ظاهر می گردد. زیرا که بیشترین رقم از معتادان و جنایتکاران و بیماران روحی در غرب هستند و این نوعی ارتباط هست بین تفکرات غرب، یعنی بشر را در مقابل خدا و خدا را حذف کردند اثرات ناسوتی خاص خودش را خواهد داشت و توجه به طبیعت ، طبیعتی که دار قرار نیست، محل مشکلات مبتذل اخلاقی و فساد می شوند کما اینکه این فساد در راس حکومت غربی ها نفوذ کرده است و عدم تعهد به ضوابط بشری امروز معضل اصلی و بنیادین غرب است و از مشکلات دیگر غرب فقدان اصولگرایی در سیاست غرب است.(خلجی، 378، ص170-174)

 

 

فرهنگ مبدا همه بدبختی ها و خوشبختی ها

فرهنگ مبدا همه بدبختی ها و خوشبختی های ملت است. اگر فرهنگ ناصالح شد این جوانهایی که تربیت می شوند به این تربیت های فرهنگ ناصالح ، اینها در آتیه فساد ایجاد می کنند. فرهنگ استعماری، جوان استعماری تحویل مملکت می دهد. فرهنگی که با نقشه دیگران درست می شود و اجانب برای ما نقشه کشی می کنند و با صورت فرهنگ می خواهند تحویل جامعه ما بدهند، این فرهنگ، فرهنگ استعماری و انگلی است و این فرهنگ از همه چیزها حتی از این اسلحه این قلدرها بدتر است. این قلدرها اسلحه شان بعد از چند وقت می شکند و حالا هم شکسته اما وقتی فرهنگ فاسد شد جوانهای ما که زیر بنای تاسیس همه چیز هستند، از دست ما می روند و انگل بار می آیند، غربزده بار می آیند، اینها را از همان اول، از همان کلاسهای اول تو ذهن هایشان هی مطالبی می کنند تا برسند به آن بالا، اگر فرهنگ ، فرهنگ صحیح باشد جوانهای ما صحیح بار می آیند. اگر فرهنگ، حق باشد، فرهنگ الهی باشد، فرهنگی باشد که برای منفعت اهل ملت، برای منفعت مسلمین باشد، این افرادی که می بینید که الآن سرکار هستند، اینها ازشان بیرون نمی آمد. فرهنگ ما یک فرهنگ استعماری است، فرهنگ ما در دست صلحا نیست، صالح اداره اش نمی کند. (صحیفه امام، ج 3، ص 307)

 

فرهنگ ما فرهنگ استعماری

امام خمینی می فرمایند: ما هفتاد سال بیشتر است دانشگاه داریم، از زمان امیرکبیر تا حالا ما مدرسه داشتیم، دانشگاه داریم، نگذاشتید که این دانشگاهها درست درس بخوانند، فرهنگ ما فرهنگ استعماری است، فرهنگی است که درست کردند آنها برای ما، دیکته کردند، نمی گذارند جوانهای ما تحصیل بکنند، اینها نمی گذارند که ما رشد بکنیم، اینها دستشان را بر دارند ایرانی دیگر کمتر از آنها نیست، ایرانی هم رشد می کند اما شما نمی گذارید که تا رشد کنیم برای اینکه اگر ما رشد کنیم منافع شما در خطر است. شما می خواهید همه شرق را بخورید و همه شرق را عقب نگه دارید، عقب نگه داشتن برای خوردن مال شرق است و شما شرق را دارید عقب نگه می دارید که هر چی دارند بخورید، هر جا یک ماموری گذاشتند سرش، در مملکت ما هم که مامور برای وطن هم ، آقای شاه است که می بینید چه کردند و چه می کند. (صحیفه امام، ج 4، ص 92)

 

اهداف دفاع فرهنگی از دیدگاه امام خمینی:

در اندیشه امام راحل (ره)، فرهنگ از گستره‌ای عمیق برخوردار است که در حوزه آن، همه رفتارها و نگرشها تعریف می ‌شوند. اگرچه فرهنگ در اصطلاح خود، به مجموعه سنن و آداب و رسوم یک جامعه اطلاق می‌شود؛ اما در نگرش امام راحل(ره)، فرهنگ اسلامی فراتر از تعاریفی است که تاکنون از سوی دانشمندان و علما بیان شده است. امام(ره) فرهنگ را کارخانه آدم‌ سازی می‌داند:
«فرهنگ یک کارخانه آدم‌سازی است… فرهنگ سایه‌ای است از نبوت.» ( صحفیه امام، ج 7، 428)
بدین‌ترتیب، امام راحل (ره)، با این نگرش عمیق از فرهنگ اسلامی، اهدافی را برای آن ترسیم فرمودند که در نوعِ خود قابل توجه و اهمیت است:

۱- تضمین استقلال جامعه
امام راحل(ره)، مهمترین راه تضمین استقلال یک ملت و رهایی کامل آن از دام شیطنت دشمنان را، اصلاح و استقلال فرهنگ آن ملت می‌داند:
« قضیه تربیت یک ملت به این است که فرهنگ آن ملت، فرهنگ صحیح باشد.» (صحیفه امام، ج 8، ص 89)
« ملت عزیز ایران و سایر کشورهای مستضعف جهان، اگر بخواهد از دام شیطنت ‌آمیز قدرتهای بزرگ تا آخر نجات پیدا کنند، چاره‌ای جز اصلاح فرهنگ و استقلال آن ندارند.» (همان، ج ۱۵، ص 448)
به‌ طوری ‌که ملاحظه می‌شود، تربیت صحیح از نظر امام راحل(ره)، بدون توجه جدی به فرهنگ اسلامی و شناسایی خطر هجوم فرهنگ بیگانه و انحرافات ناشی از آن، امکان پذیر نیست. فلذا تا وقتی که یک ملت ویژگیهای استعمار و فرهنگهای وارداتی را نشناسد، هرگز از دام شیاطین رها نخواهد شد. لذا آنچه که نظام تربیتی صحیح را تضمین می‌کند و در نهایت راه نفوذ سلطه‌گران را می‌بندد، فرهنگ سالم و آدم‌ ساز اسلام است.

۲- معرفی صحیح احکام اسلام
یکی از اهداف مهم در دفاع فرهنگی، ایجاد زمینه‌های سالم و مساعد به منظور عرضه و معرفی احکام اسلام است تا انسانها در جوامع مختلف بتوانند بدون ابهام و پیرایه‌ های غرض ‌آلود اسلام را بشناسند:
«ما موظفیم ابهامی را که نسبت ‌به اسلام به ‌وجود آوردند، برطرف سازیم. تا این ابهام را از اذهان نزداییم، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام بدهیم. ما باید خود و نسل آینده را وادار کنیم و به آنها سفارش کنیم که نسل آتیه خویش را نیز مامور کنند این ابهامی را که بر اثر تبلیغات سوء چند صد ساله نسبت‌ به اسلام در اذهان حتی بسیاری از تحصیل‌ کرده‌ های ما پیدا شده، رفع کنند… شما باید خودتان را، اسلام‌تان را، نمونه‌های رهبری و حکومت اسلامی را، به مردم دنیا معرفی کنید؛ مخصوصاً به گروه دانشگاهی و طبقه تحصیل‌کرده.» ( ولایت فقیه، ص ۱۱۸ ).
باید این واقعیت را پذیرفت که یکی از عوامل گرایش جوانان، به‌ ویژه دانشگاهیان، به فرهنگ بیگانه و افکار انحرافی، بی‌جواب‌ ماندن سؤالات و شبهاتی است که در ذهن آنان ایجاد می‌شود. امام راحل(ره)، اعتقاد راسخ دارند که اگر احکام اسلام به‌ طور منطقی و درست عرضه شوند، دانشگاهیان با آغوش باز از آن استقبال خواهند کرد:«دانشجویان چشم‌شان باز است. شما مطمئن باشید اگر این مکتب را عرضه نمایید و حکومت اسلامی را، چنانکه هست، به دانشگاهها معرفی کنید، دانشجویان از آن استقبال خواهند کرد.» ( ولایت فقیه، ص ۱۱۸)

۳- مبارزه تا نفی کامل فرهنگ کفر
بنا به شواهد مستدل قرآنی و روایی و تجربه تاریخ، تقابل بین فرهنگ کفر و ایمان، امری بدیهی و آشکار است. مسلمانان چه بخواهند و چه نخواهند، در میدان مبارزه حضور دارند و اگر به خود نیایند و ضربه به جبهه کفر وارد نکنند، قهراً باید ضربات پی ‌در‌ پی جبهه کفر را دریافت کنند و این واقعیتی است که جای هیچ انکار و حتی تردید در آن وجود ندارد. به همین دلیل، امام راحل(ره) معتقد بودند که در عرصه فرهنگ، ما باید به جای قبول ضربه از دشمن، نخستین ضربه را وارد کنیم و از طرفی اعتقاد داشتند که اسلام به‌دلیل غنای فرهنگی، سرانجام پیروز میدان است. به‌ طور کلّی امام راحل(ره) در زمینه فرهنگی عمیقاً به مبانی زیر پای ‌بند بودند:

الف: جهان تشنه فرهنگ اسلام است
امام راحل(ره) معتقدند که اسلام به‌‌دلیل غنای ذاتی و هماهنگی با فطرت انسانها، مورد توجه همه جوامع بشری است؛ به ‌عبارت دیگر همگان تشنه اسلام ناب هستند و این احساس نیاز، زمانی مشخص‌تر ظاهر می‌شود که حرکتی فراگیر علیه قدرتهای باطل از سوی مسلمانان آغاز شود؛ به ‌طوری ‌که فرمودند:
«امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمد(ص) است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی، رونق و زرق و برق کاخ‌ های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. جنگ ما، جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد و ما باید در جنگ اعتقادیمان، بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به ‌راه اندازیم.» (صحیفه امام، ج 21، ص 88)

ب: انتقال تجربه انقلاب اسلامی به جهان
امام راحل(ره) با اعتقاد به اینکه جهان امروز تشنه فرهنگ اسلام است، انتقال تجربه انقلاب اسلامی و شیوه مبارزه با دشمن را برای ملت‌ های دربند، شکوفه ‌های پیروزی قلمداد کرده و فرمودند:
«ما به تمام جهان، تجربه‌ هایمان را صادر می ‌کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را، بدون کوچترین‌ چشم‌ داشتی، به مبارزه راه حق انتقال می‌دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه‌ ها، جز شکوفه‌ های پیروزی و استقلال و پیاده‌ شدن احکام اسلام برای ملت‌ های دربند نیست. روشنفکران اسلامی همگی با علم و آگاهی باید راه پر فراز و نشیب دگرگون‌ کردن جهان سرمایه‌ داری و کمونیسم را بپیمایند و تمام آزادیخواهان باید با روشن‌ بینی و روشنگری، راه سیلی ‌زدن برگونه ابرقدرتها، و قدرتها خصوصاً آمریکا را بر مردم سیلی‌خورده کشورهای مظلوم اسلامی و جهان سوم ترسیم کنند.» (همان، ج 20، ص 326)

ج: قدرت برتر اسلام
امام راحل(ره) اعتقاد دارند در تقابل کفر و ایمان، قدرت برتر، اسلام است، و در این توانایی هیچ تردیدی به خود راه نمی‌ دهند. به همین دلیل در کمال صراحت و اطمینان فرمودند:
«من با اطمینان می‌ گویم اسلام، ابرقدرتها‌ را به خاک مذلت می‌ نشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری بر طرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.» (همان، ج۲۰، ص 326)

د: احیای هویت مسلمین و محرومین جهان
امام راحل(ره) با علم به توانایی اسلام در اداره جوامع بشری، احیای هویت اسلامی و سرمایه‌ گذاری در این زمینه را از وظایف جمهوری اسلامی ایران می‌ داند:
«من به‌ صراحت اعلام می‌ کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود، برای احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‌ گذاری می‌کند و دلیلی هم ندارد که مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی جاه‌ طلبی و فزون ‌طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد.» (صحیفه امام، ج 21، ص 92)
بدین ‌ترتیب امام‌خمینی(ره) در جنگ عقیده، معتقد به مرز جغرافیایی نیست و مبارزه را لازمه عرضه و ظهور اسلام در صحنه ‌های بین ‌المللی می‌داند. فلذا یکی از اهداف برائت از مشرکین در مراسم سیاسی عبادی حج را تبلور قدرت متراکم جهان اسلام می ‌داند و به پیروزی اسلام بر فرهنگ کفر و شرک امیدوار است:
«ما با اعلام برائت از مشرکین، تصمیم بر آزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این کار صورت خواهد گرفت.» (همان، ص 81)
امام راحل(ره) به هنگام ترسیم اهداف عالی اسلام، آنچه را که وظیفه خود می‌ داند، با صراحت عمل می ‌کند و در این ره‌گذر به واکنشهای منفی یا تعبیرهای نادرست دشمنان اعتنایی ندارد؛ به‌ طوری ‌که فرمودند: «در سیاست خارجی و بین ‌المللی اسلامی ‌مان بارها اعلام کرده‌ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم ‌کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم؛ حال اگر نوکران آمریکا، نام این سیاست را توسعه ‌طلبی و تفکر امپراطوری بزرگ می‌ گذارند، از آن باک نداریم و استقبال می‌کنیم.» (همان، ج ۲1، ص8۲)

ه: عدم سازش با ظالمان
از آنجا که هدف ‌گیریهای امام راحل(ره) در همه زمینه‌ ها، منبعث از قرآن و سیره انبیاء و ائمه معصومین(ع) است، لذا ایشان سازش ‌ناپذیری با ظلم و ابرقدرتهای فاسد را میراث گرانبهای انبیاء دانسته و می‌ فرماید:
«آنهایی که به ما اشکال می‌ کنند که شما چرا سازش نمی‌ کنید با این‌ قدرتهای فاسد، آنها از باب اینکه همه چیز را با چشم مادی ملاحظه می‌ کنند… آنها نمی ‌دانند انبیای خدا چه رویه ‌ای داشتند، با ظالم چه‌ طور برخورد می‌ کردند، یا می ‌دانند و خودشان را به کری و کوری می ‌زدند. سازش با ظالم، ظلم بر مظلومین است؛ سازش با ابرقدرتها، ظلم بر بشر است. آنهایی که به ما می‌ گویند سازش کنید یا جاهل هستند یا مزدور.» (صحیفه امام، ج 18، ص 501)
امام(ره) معتقدندکه مسلمانان و محرومان جهان یا باید سیلی از ابرقدرتها دریافت کنند یا اینکه باید به آنان سیلی بزنند و راه سیلی زدن به ابرقدرتها را نیز به دیگران بیاموزند. بر این اساس، امام راحل(ره) در همین ‌باره فرمودند: «من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می‌ کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان، از پای نخواهیم نشست؛ یا همه آزاد می ‌شویم و یا به آزادی بزرگتری( که شهادت است) می ‌رسیم. در هر حال پیروزی و موفقیت با ماست.» (همان، ج۲۰، ص 326)

امام راحل(ره) که همواره عشق به اسلام و شور حماسه و فداکاری در قلب و روح آسمانی‌ اش می‌ جوشید، درباره خود چنین فرمود: «من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‌ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم. قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند، به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت‌ پرستی است، ادامه می‌ دهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام،‌ این پابرهنه ‌های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می‌ نمایند، سلب خواهد کرد.» (صحیفه امام، ج۲۰، ص 319-320)

 

استراتژی دفاع فرهنگی
‌راهبردها و شیوه ‌های تحقق اهداف فرهنگی از دیدگاه حضرت امام(ره)، باید به‌ عنوان یک دستورالعمل مستمر و دائمی به‌ کار گرفته شود. تعلل در هر زمینه‌ای می ‌تواند بر اهداف فرهنگی جامعه خدشه وارد نماید. از این جهت، هدف فرهنگی منهای راهبرد فرهنگی، قابل تعقیب و دسترسی نخواهد بود. مهمترین راهبردهای فرهنگی از نظر امام‌خمینی(ره) را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد:

۱- قطع وابستگی فرهنگی
راهبرد فرهنگی،‌ مساله بسیار مهم و حیاتی در بقا و قوام یک جامعه است؛ به‌ ویژه اگر آن جامعه مبتنی بر ارزشهای دینی شکل گرفته باشد. از این جهت امام راحل(ره)‌، حفظ اصول و ارزشهای اسلامی را تنها با سیاست فرهنگی مستقل امکان‌ پذیر دانسته، تضمین استقلال در سایر جهات را با وجود وابستگی فرهنگی، نوعی ساده‌ اندیشی دانسته‌اند: «ساده‌ اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر با یکی از آنها امکان‌ پذیر است.» (صحیفه‌ امام، ج ۱۵، ص 244)

۲-  دفاع همه‌ جانبه از ارزشهای دینی
از راههای مهم دست‌ یابی به اهداف فرهنگی، پای‌ بندی و دفاع همه‌ جانبه آحاد ملت از ارزشهای الهی و اسلامی است. تعهد و احساس مسئولیت در این امر، مجال سوء استفاده و توطئه‌ چینی را از دشمنان سلب می‌ نماید. عامل اصلی که دشمنان اسلام و ارزشهای دینی را به جسارت و خیانت دلیر می‌ کند، بی‌ توجهی مسلمانان به قدرت بالقوه خود و عدم مقابله جدی آنان با دشمنان کمین ‌نشسته اسلام است. از این ‌رو امام راحل(ره) می‌ فرماید: «مسلمانان باید با همه امکانات و وسایل لازم، به مقابله جدی در دفاع از ارزشهای‌ الهی و منافع مسلمین برخیزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بی‌خبران و دلمرد‌گان و پیروان شیاطین، بیش از این مجال حمله را به صفوف عقیده و عزت مسلمانان ندهند.» (همان، ج۲۰، ص 316)

۳- تحول فرهنگی
در اندیشه امام راحل(ره)،‌ هویت و موجودیت واقعی یک جامعه را فرهنگ آن جامعه تشکیل می‌ دهد و انحراف آن،‌ جامعه را اگر چه در ابعاد سیاسی، اقتصادی و صنعتی و نظامی قدرتمند باشد، پوچ و میان ‌تهی می ‌سازد. از این جهت،‌ امام راحل(ره) عزت و قدرت یک ملت را، تنها در سایه تحول فرهنگی آن ملّت می ‌دانستند:«بزرگترین تحولی که باید بشود،‌ در فرهنگ باید بشود، برای اینکه بزرگترین مؤسسه ‌ای است که ملت را یا به تباهی می‌ کشد یا به اوج عظمت و قدرت می‌ کشد.» (صحیفه امام، ج 7، ص 474)

۴- حضور مؤثر حوزه علمیه و روحانیت
معمولاً آثار بارز وابستگی فرهنگی در هر کشوری،‌ با مرعوب ‌شدن قشر روشنفکر در برابر تهاجم فرهنگ غرب همراه بوده است که گاه با تمارض یا با اظهار ‌نظرهای غرب ‌پسندانه با مهاجمین نیز همنوایی می‌ کردند. ما در انقلاب اسلامی نیز شاهد امواج اندیشه ‌های چپ و راست،‌ اعم از مارکسیسم و لیبرالیسم،‌ بوده‌ایم؛ لکن قشری که همواره خطر تهاجم غرب را جدی گرفته است و به‌ جای هم‌ زبانی،‌ به مقابله با آن پرداخته،‌ قشر متعهد روحانیت بوده است. از این جهت،‌ امام راحل(ره) برای استحکام مبانی فرهنگی و تربیتی در جامعه، حضور فعال روحانیت و بهره‌ مندی بهینه از علوم حوزوی را ضروری دانسته،‌ می ‌فرمودند: «اسلام عمیق‌ تر از همه جا و از همه‌ مکتبها،‌ راجع‌ به امور انسانی و راجع ‌به امور تربیتی [نظر] دارد،‌ که در راس مسائل اسلام است… متخصص لازم است و در این امر باید از حوزه‌ های علمیه متخصص بیاورند.» (همان،‌ ج ۱۵،‌ ص 416)

۵-  توجه به مراکز آموزشی و تبلیغی
اهتمام به برنامه‌ ریزی صحیح و هدف‌ دار در نظام آموزشی و تبلیغی کشور، نقش اصلی را در تحقق اهداف فرهنگی جامعه ایفا می‌ کند. دشمنان نیز برای نفوذ در این مراکز،‌ بیشتر از جاهای دیگر، تلاش می‌ کنند. از این جهت امام راحل(ره) فرمودند: «و اما در دانشگاه،‌ نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به‌ سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند و به ‌دست آنها هر چه می‌ خواهند،‌ انجام دهند.»(همان، ج ۲۱،‌ ص 419)
بنابراین با ایجاد زمینه ‌های مناسب سیاسی و اجتماعی هر چه بیشتر برای دانشجویان عزیز، باید درک و شناخت آنان را نسبت‌ به شگردهای دشمنان انقلاب اسلامی ارتقاء‌ داد،‌ تا با عناصر فاسد و مروّجین فرهنگ بیگانه در محیط دانشگاه مبارزه کنند.
امام راحل(ره) ریشه‌ توطئه و نقشه دشمنان را از دبستان تا دانشگاه دانسته و هدف عمده آنان را، ایجاد بدبینی نسبت‌ به اسلام و روحانیت ترسیم فرمودند: «در گذشته از یک طرف از دبستانها تا دانشگاهها کوشش شد که معلّمان و دبیران و رؤسای دانشگاهها از بین غرب ‌زدگان یا شرق ‌زدگان و منحرفان از اسلام و سایر ادیان انتخاب و به کار گماشته شوند و متعهد مؤمن در اقلیت قرار گیرند که قشر مؤثر را که در آتیه حکومت را به ‌دست می‌ گیرند،‌ از کودکی تا نوجوانی و جوانی طوری تربیت کنند که از ادیان مطلقاً و اسلام به ‌خصوص و از وابستگان به ادیان، خصوصاً روحانیون و مبلّغان متنفر باشند.» (صحیفه‌ امام،‌ ج ۲۱، ص 414 )
بر این اساس،‌ تبلیغ و تعلیم برای جوانان و تلاش برای سلامت محیط‌ های آموزشی و فرهنگی،‌ هویتی ملی و شرعی پیدا می‌ کند. چنانچه امام راحل(ره) فرمودند: «الآن حجت بر ما بیشتر است و اهمیت تبلیغات هم زیادتر. نتیجه اینکه تبلیغ یک حرفه نیست؛ منبع درآمد نیست. مراسم‌‌ های بی‌ روح و بی‌ محتوا نیست؛‌ یک وظیفه‌ الهی است.» (همان، ج 15،‌ ص 508)
همچنین امام راحل (ره) برای وسایل ارتباط‌ جمعی،‌ به‌‌ ویژه رادیو و تلویزیون نقش تبلیغی مؤثری قائل بودند:«می‌ تواند این دستگاه با اندک انحرافی،‌ میلیونها مردم را منحرف کند و با اندک اشتباهی، مردم را به اشتباه بیندازد… دستگاهی است که با صحت آن،‌ بسیاری از مردم در داخل و خارج صحیح می‌ شوند و با فساد آن،‌ فاسد می‌ شوند.» (همان،‌ ج ۱۸،‌ ص 364)

۶- مشارکت فعال زنان
زنان از ارکان مهم نظام سیاسی و فرهنگی جامعه به‌ شمار می‌ آیند. نگرش امام راحل(ره) به زن و نقش او در عرصه‌ های مختلف سیاسی و اجتماعی از شگفتی‌ های روزگار ماست. امام(ره) در عظمت مقام زن فرمودند:« زن نقش بزرگی در اجتماع دارد. زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش‌ ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن،‌ مرد به معراج می‌رود. دامن زن، محل تربیت بزرگ‌زنان و بزرگ‌مردان است.» (صحیفه‌ امام،‌ ج 7، ص 342).
البته زنان شجاع و متعهد ایران اسلامی با مشارکت فعال و غرور آفرین خود در صحنه‌های پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس،‌ شایستگی‌ ها و قابلیت‌ های خود را نشان داده‌ اند،‌ و امام راحل (ره) با علم به فداکاری ها و خدمات بی‌ شائبه زنان مؤمن و متعهد، تعریفی در خور شان و منزلت آنان ارائه فرمودند: «ثمرات ارزشمند حضور زنان ایران اسلامی در همه عرصه‌ ها،‌ از صفحات خواندنی تاریخ انقلاب اسلامی است که آیندگان در مورد آن قضاوت خواهند کرد.»

۷- توجه به جوانان و مشکلات آنان
توجه مستمر به نیازهای جوانان و فراهم‌ کردن زمینه های لازم برای رشد و تعالی آنان، همواره مورد توجه امام راحل (ره) بوده است. امام راحل(ره) بین مشکلات اقتصادی جوانان و حفظ دین،‌ رابطه مستقیم برقرار می‌ نمایند: «این جوان… فردا که فارغ‌ التحصیل می‌ شود،‌ سرگردان است. اگر معاشش فراهم نشود،‌ نمی‌تواند دین خود را حفظ کند.» (صحیفه امام،‌ ج ۱،‌ ص 271)
بدین‌ ترتیب،‌ بهترین راه برای حفظ جوانان و هدایت استعدادها و توانمندیهای آنان در مسیر اعتلای اهداف فرهنگی و سیاسی جامعه، درک درست و منطقی جوان،‌ آشنایی کامل به نیازهای او و سپس برنامه‌ ریزی بر اساس این دو عنصر است که می‌ تواند جوانان ما را از مضرات و تاثیرات تهاجم فرهنگی حفظ کند و نیروی خلاق و کار آمد آنها را به استخدام جامعه و اهداف ملی و دینی آن در آورد.
آنچه به عنوان فرهنگ بسیجی امروز در جامعه ما موضوعیت پیدا کرده، بهترین راه نجات و هدایت جوانان است که باید با همت و پشتکار مسئولان و دولتمر‌دان به اجرا در آید.

۸- مبارزه با رفاه ‌طلبی
ماموریت فرهنگ هرجامعه،‌ تقویت عوامل مؤثر در دفاع همه‌ جانبه است و آنچه آفت بزرگ عوامل دفاع در همه‌ زمینه‌ ها به‌ حساب می‌ آید، گرایش جامعه به رفاه‌ طلبی و دنیا گرایی است. از این جهت، فرهنگ یک جامعه در تقابل دائمی با این رویکرد خطرناک است. امام راحل(ره)‌ با عنایت به این مطلب،‌ مبارزه را با رفاه‌ طلبی قابل جمع نمی‌ داند و گسترش چنین اندیشه ‌ای را مغایر استقلال، آزادی و اهداف الهی حکومت اسلامی می ‌داند: «ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند،‌ به ‌خوبی دریافته‌ اند که مبارزه با رفاه‌ طلبی سازگار نیست و آنها که تصور می ‌کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان،‌ با سرمایه‌ داری و رفاه‌ طلبی منافات ندارد، با الفبای مبارزه بیگانه ‌اند و آنهایی هم که تصور می ‌کنند سرمایه ‌داران و مرفهان بی ‌درد،‌ با نصیحت و پند و اندرز متنبه می ‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک می ‌کنند،‌ آب در هاون می‌ کوبند. بحث مبارزه و رفاه،‌ بحث قیام و راحت‌ طلبی، بحث دنیا خواهی و آخرت ‌جویی، دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی ‌شوند و تنها آنهایی تا آخر با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینین بی‌ بضاعت،‌ گردانندگان و برپا دارندگان واقعی انقلابها‌ هستند.» (صحیفه‌ امام، ج 21‌،‌ ص 87 )

تحلیل محتوای این فراز از بیانات گهربار امام راحل (ره)‌، به قدری عمیق و پر جاذبه است که از جهتی می ‌توان آن را عصاره‌ راهبرد و مخلّص سیاست دفاعی معظم‌ له و منشور حفظ ارزشها و دستاورد‌های هشت سال دفاع مقدس به ‌شمار آورد که بی‌شک عدول از این شیوه پیامد های مرگباری را به ‌دنبال خواهد داشت. اگر به جای تقویت انگیزه ‌های دفاعی جامعه، به رفاه و دنیاخواهی رو آوریم یا به جای حمایت از محرومین، ناخواسته سرمایه‌داران را تقویت کنیم،‌ آن روز نه‌ تنها از خط مبارزه عدول کرده‌ ایم،‌ بلکه باید شاهد مرگ تدریجی ارزشهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز باشیم؛ چنانچه امام راحل (ره)‌ فرمودند: « خدا نیاورد آن روزی را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما، پشت ‌کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه‌ دارها گردد و اغنیاء و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشتری برخوردار شوند.» ( صحیفه امام،‌ ج ۲۰، ص 342)

مروری کوتاه در تاریخ صدر اسلام و بررسی سیر حوادث، پس از عروج ملکوتی رسول اکرم(ص)،‌ گواه این واقعیت است که آفت بزرگ اسلام و جامعه‌ اسلامی، توسعه فرهنگ رفاه‌ طلبی و تکاثر بوده است. بسیاری از بزرگان قوم با سوء استفاده از موقعیت‌ ها، کاسب ‌مَنِشی و حرام‌ خواری، به زر اندوزان و ملاّکان بزرگ مبدّل گشتند و آنچنان فرهنگ جامعه را تحت تاثیر قرار دادند که ملاک ارزش در همه جا دینار و زر سرخ بوده است؛ به‌ گونه‌ای که حتی فریاد مظلومانه مولای متقیان علی(ع) و دفاع وی از عدالت و زهد اسلامی نیز نتوانست مانع تهاجم فرهنگ تکاثر و ثروت ‌اندوزی شود. امام راحل(ره) با عنایت به این پیشینه‌ تاریخی و با صراحت تمام،‌ رفاه‌ طلبی را بسان عدول از خط حمایت از محرومان و تبدیل جامعه به میدان عیش و نوش ثروت‌ اندوزان و نشانه‌ شکاف عمیق در خط مبارزه و دفاع از ارزشهای اسلامی معرفی می‌ کرد.

 

فرهنگ و تمدن غربی از دیدگاه امام خمینی (ره)

امام‌خمینی به عنوان بنیانگذار یک نظام سیاسی جدید در ایران و نیز یک فقیه برجسته‌ شیعی، نگاه جدیدی به غرب و سایر فرهنگ و تمدنهای دنیا ارائه کردند. ایشان با شناخت دقیق از همه‌ ابعاد تمدن غربی، بر لزوم حفظ استقلال هویت جامعه‌ اسلامی و جلوگیری از خود باختگی در قبال فرهنگ تهاجمی غرب تاکید فراوان نموده‌ اند.

امام‌خمینی بر اساس شناخت کامل از وجوه مثبت و منفی فرهنگ و تمدن غرب، ضمن مجاز شمردن استفاده‌‌ مسلمانان از فنون و علوم جدید غربی، به جامعه‌ اسلامی نسبت به دچار شدن به فساد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی موجود در غرب و تضعیف هویت اسلامی و دور شدن از معنویت شدیداً هشدار داده‌ اند.

به این ترتیب نگرش حضرت امام‌خمینی به فرهنگ و تمدن غرب نه مثل روشنفکرانی که بر لزوم تسلیم کامل در قبال غرب تاکید می‌ کردند، بوده است و نه مثل گروهی که هر گونه استفاده از ابزار و فنون غربی را رد می‌‌ کردند؛ بلکه نگاه ایشان به غرب و فرهنگ آن به دو حوزه‌ فرهنگی و فنی قابل تقسیم است که در حوزه‌ فنی و ابزاری بر لزوم استفاده از تجربیات بشری تاکید فراوان کرده‌اند ولی در حوزه‌ای که به هویت انسانی و اجتماعی و مبانی فکری و فرهنگی و شناخت ‌شناسی مربوط می‌ شود، هر گونه تقلید از غرب و خود باختگی را عامل اساسی بدبختی جوامع شرقی و اسلامی می‌ دانند.(بنچناری، 1388)

 

فرهنگ استقلال در آیینه اندیشه‌های امام خمینی (ره )

هیچ ملتی نمی ‌تواند استقلال پیدا بکند الا اینکه خودش، خودش را بفهمد و تا زمانی که ملت ‌ها خودشان را گم کرده‌اند و دیگران را به جای خودشان نشانده ‌اند، نمی ‌توانند استقلال پیدا کنند. کمال تاسف است که کشور ما حقوقی اسلامی و قضای اسلامی و فرهنگ اسلامی دارد و این فرهنگ و حقوق را نادیده گرفته به دنبال غرب است. چنان غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمان می ‌کنیم غیر از غرب، دیگر هیچ چیز نیست. این وابستگی فکری، عقلی و مغزی غربی، منشا اکثر بدبختی‌ های ملت‌ ها و ملت ما نیز هست و تا این غربزدگی از ملت‌ ها و مغزهای ملت زدوده شود، وقت طولانی لازم است.

اگر شما دیدید که غربی‌ ها در صنعت پیشرفتی دارند، اشتباه نشود. خیال نکنید که در فرهنگ هم پیشرفت دارند. شما دانشجویان عزیز خودتان درصدد باشید که از غربزدگی بیرون بیایید و گمشده خود را پیدا کنید. شرق، فرهنگ اصیل خود را گم کرده است و شما که می ‌خواهید مستقل و آزاد باشید باید مقاومت کنید و باید همه قشرها بنای این را بگذارند که خودشان باشند. باید کشاورزان درصدد باشند که روزی خودشان را از زیر زمین بیرون بیاورند و کارخانه ‌ها خودکفا باشند تا صنایع کشورمان رشد پیدا کند. همچنین دانشگاهها خودکفا و مستقل باشند تا نیاز به غرب نداشته باشیم. جوانان ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاههای ما از غرب نترسند، اراده کنند در مقابل غرب، قیام کنند و نترسند.

باید هوشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست ‌بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه ‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌ المللی نکشند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی‌ ها قیام کنید و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشم داشت به غیر نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیده‌اند، شما هم خواهید رسید؛ به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکاء به نفس و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی‌ ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب، و بر دولت‌ ها و دست‌ اندرکاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسل های آینده، که از متخصصین خود قدردانی کنند و آنان را با کمک‌ های مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف ‌ساز و خانه ‌برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند. تا خود همه چیز بسازند.

تا غرب راه به اینجا دارد شما به استقلال خودتان نمی ‌رسید و تا این غربزده ‌هایی که در همه جا موجودند از این مملکت نروند یا اصلاح نشوند شما به استقلال نخواهید رسید، اینها نمی ‌گذارند. ما باید خودمان را پیدا کنیم تا بتوانیم سر پای خودمان بایستیم و بفهمیم ما هم موجودی هستیم.

(صحیفه امام، ج 21، ص 418)

 

استعمار و وابستگی

وابستگی فکری، بزرگترین فاجعه

بزرگترین فاجعه برای ملت ما این وابستگی فکری است که گمان می کنند همه چیز از غرب است و ما در همه ابعاد فقیر هستیم، و باید از خارج وارد کنیم. شما استادان و فرهنگیان و دانشجویان دانشگاهها و دانشسراها و نویسندگان و روشنفکران و دانشمندان معظم باید کوشش کنید، و مغزها را از این وابستگی فکری شستشو دهید. و با این خدمت بزرگ و ارزنده ملت و کشور خود را نجات دهید.(31/6/58 پیام امام به استادان، دانشجویان و دانش آموزان)

 

درد غربزدگی

همه درد و بلای ما این است که ما غربزده هستیم. ما سالهای طولانی زیر بار غرب بودیم، زیر بار امریکا بودیم ، سالهای متمادی مانوس شدیم ما. اصلاً قلوبمان قلوب غربی است.متبدل شدیم به یک انسان غربی. و به این زودی نمی توانید شما برگردید؛ لکن همت کنید برگردید.(سخنرانی امام  در جمع روحانیون 15/12/57، صحیفه امام ج 6)

 

  نتیجه گیری:

امام خمینی معتقد است که از مشکلات غرب فقدان اصولگرایی در سیاست غرب است. البته نقاط مثبت در غرب می باشد که ما باید در تعامل مستقل بر اندیشه از آنها بهره برداری کنیم و از آنجایی که اساس حرکت آنها مبتنی بر اندیشه و علم هست برکاتی برای آنها داشته است مانند رشد در عرصه های سیاسی، اجتماعی، حزب، تکنولوژی محصول علم جدید غرب است، اینکه آیا قابل اقتباس هست یا خیر؟ باید گفت که البته قابل اقتباس هست، البته با نگاه فلسفی و اسلامی از تکنولوژی آنها بهره برداری کنیم منظر حضرت امام به نظام سیاسی و تکنولوژیک آن مبتنی بر همین اصل است و گرنه تکنولوژی نقش مخرب خواهد داشت و این پیشرفت همانند عرصه قرار دادهای اجتماعی که عقلانیت و منطق مبنای حکومت قرار می گیرد در مقابل استبداد و عدم پایبندی به دموکراسی مطرح است و این نکات مثبت تفکر غرب است. اعتقاد به علم، انسان، تکنولوژی احساس مسئولیت بشری است در تمدن غرب و توجه فقط مادی است. اما در بعد معنویت و اخلاقی دچار بحران شدیدی است. نگاه نقادانه باید نسبت به غرب باشد، نه آن را نفی کنیم که نفی جاهلانه است و نه آن را تقلید کنیم که این هم نابخردانه است و با توجه به اصول بنیادین اسلامی به تمدن غرب نگاه کنیم البته نه التقاطی.

یک نکته مهم و قابل استفاده از این بحث که هدف حکومت اسلامی تربیت دینی مردم است آنست که در درون حاکمیت یک جامعه و عناصر تشکیل دهنده یک نظام حکومتی ابزار و موقعیت هایی وجود دارد که با بکارگیری درست و بجای آنها می توان زمینه دینداری مردم و حفظ روحیه دینی و معنوی و رشد آن را فراهم آورد و بر دولت اسلامی واجب است از این ابزارهای قانونی و اجرایی و اختیارات و قدرتها در جهت رشد معنویت در جامعه استفاده نماید.

 

منابع و مآخذ:


 - احمدپور ترکمانی، علی، سیمای آفتاب: خاطرات ناب از زندگانی الهی سیاسی امام خمینی (ره)، قم: نهاد نمایندگی معظم رهبری در دانشگاهها، دفتر نشر معارف ، 1378.

- اسحاقی، سید حسین، انقلاب عاشورایی«انقلاب امام خمینی(س) پرتوی از عاشورای حسینی»، انتشارات خادم الرضا(ع)، چاپ چهارم، زمستان 1388.

- خلجی، عباس، امام خمینی(ره) و احیای معنویت، مجله بصائر، ماهنامه فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اعتقادی، تهران: مرکز آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی، دی 1378.

- خمینی، روح الله، صحیفه امام، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف)، تهران: سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی،1370.

- خمینی، روح الله، صحیفه امام، مجموعه رهنمودهای حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: سازمان چاپ و انتشارات،1370.

- خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، وصیتنامه الهی- سیاسی حضرت امام خمینی (ره)، تهران: مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، 1379.

- شعاع حسینی ، فرامرز، داستانی، علی؛ دغدغه ها و نگرانیهای امام خمینی (س)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، 1384.

-طاهری بنچناری،  میثم؛   فرهنگ و تمدن غرب از دیدگاه امام‌خمینی، زمستان 1388.

- صحیفه امام، ج 1

- صحیفه امام، ج 2

- صحیفه امام،‌ ج ۶

- صحیفه امام، ج 20

- صحیفه امام ، ج ۲۱

 

. انتهای پیام /*
نمایش موجودیت‌ها