date_range چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ access_time ۱۲:۴۶:۰۰ ب.ظ

محمدمهدی رحیمی 4 دهه الهام‌بخشی برای نهضت‌های آزادی‌خواه

محمدمهدی رحیمی 4 دهه الهام‌بخشی برای نهضت‌های آزادی‌خواه

پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و شکل‌گیری یک سنگر مقاومت ایدئولوژیک در برابر نظام سلطه جهانی بی‌تردید یکی از عمیق‌ترین و دامنه دارترین تحولات سیاسی قرن بیستم بود.

خبرنامه دانشجویان ایران:  محمدمهدی رحیمی//   این روزها در حالی در آستانه چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران قرار دادیم که منطقه ما روزهای پرالتهابی را می‌گذراند اما به اذعان همه کارشناسان و ناظران منطقه‌ای و بین‌المللی ایران جزیره‌ آرامش در دریای متلاطم غرب آسیاست.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) و شکل‌گیری یک سنگر مقاومت ایدئولوژیک در برابر نظام سلطة جهانی بی‌تردید یکی از عمیق‌ترین و دامنه‌دارترین تحولات سیاسی قرن بیستم بود. پس از وقوع این رخداد شگرف تلاش بسیار گسترده و سازمان یافته ای توسط قدرت های جهانی بالاخص ایالات متحدة آمریکا برای مهار و نابودی آن آغاز گردید. زیرا انقلاب اسلامی فراتر از یک حرکت سیاسی، دربردارندة یک ایدئولوژی و جهانبینی بدیع، یک مدل حکومت‌داری ناشناخته اما توانمند و یک سبک زندگی نوین بود که به خاطر عدم وامداری و سرسپردگی‌اش به ایدئولوژیهای مسلط و نیز طرح آرمانهای جذابِ آزادی‌بخش می‌توانست برای ملت‌های جهان خصوصاً ملل مسلمان و ستمدیدگان بسیار مطلوب و قابلتوجه باشد. همچنین انقلاب اسلامی به هیچ وجه خود را محصور در مرزهای جغرافیایی ایران نمی‌دانست بلکه داعیة جهانی داشت و عملاً به رویارویی با اردوگاه شرق و غرب برخاسته بود.

از سوی دیگر مسئله صدور انقلاب و ظرفیت اشاعه آن به سایر کشورها نیز مطرح بود چرا که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، جریان مقاومت اسلامی در جهان اسلام پا گرفت و ملت‌ها از ورطة ناامیدی و انفعال خارج شدند. این الگوگیری ملتهای آزادی‌خواه از نسخة اسلام سیاسی ایران، ‌هم برای موجودیت رژیم های دیکتاتورِ مرتجع و سرسپردة شرق و غرب در و هم برای جایگاه هژمونی ابرقدرتها تهدیدی جدی به شمارمی‌آمد که لاجرم باید از سر راه برداشته می‌شد. لذا از همان ابتدا سیاست راهبردی مهار و سپس نابودی انقلاب اسلامی در دستورکار ابرقدرتها قرار گرفت.

دلایل هراس دنیای غرب از اندیشة اسلام سیاسی را می‌توان به خوبی از رهگذر مقایسة این جریان فکری با سایر جریانات حاضر در منطقه طی دهه‌های اخیر مانند ناسیونالیسم جمال عبدالناصر در مصر یا پانعربیسم حزب بعث در عراق دریابیم. هیچکدام از این دو جریان مشهور علیرغم ژست های فریبنده‌شان نتوانستند توفیقات چندانی به دست آوردند و خیلی زود بی آنکه در ژرفای اذهان ملت‌های منطقه رسوخ کرده باشند، در سراشیب افول قرار گرفتند بنابراین قدرتهای استکباری برای مهار آنها با مشکل چندانی مواجه نگردیدند. ولی انقلاب ایران حدود چهار دهه در مقابل انبوه حربه های براندازنده تاب آورده و مسیر اعتلای خود را مقتدرانه پیموده است.

آنچه که ایالات متحده آمریکا و همپیمانان غربی‌اش را به هراس انداخته و آتش خصومت و کینه‌توزیشان را شعله‌ور می‌سازد، گفتمان اسلام سیاسی است که در نهضت امام خمینی(ره) تبلور یافته و ذاتاً مولّد قدرت می‌باشد و پیروان خود را به مقاومت و جهاد علیه مستکبرین و نقش‌آفرینی فعال در عرصةسیاست فرامی‌خواند که امروز می‌توان رویش‌های آن را در فلسطین، لبنان، سوریه، عراق، یمن، بحرین، نیجریه و بسیاری نقاط دیگر مشاهده کرد. مقام معظم رهبری حضرت آیت‌ا‌لله خامنه‌ای در این رابطه می‌فرمایند: «آنچه آنها از آن می‌ترسند و باید هم بترسند، ایرانِ هسته‌ای نیست؛ ایرانِ اسلامی است. ایران اسلامی است که در ارکان قدرت استکباری زلزله انداخته است.»

اکنون ملت ایران و انقلاب اسلامی‌شان ۴ دهه است که پرچم استقلال طلبی، تکیه به توان داخلی و نهراسیدن از ابرقدرت‌ها را در جهان برافراشته‌اند و در عمل شعار «نه شرقی نه غربی» را به منصه ظهور رسانده‌اند. آنها در پرتو اندیشه رهبران شان این توفیقات مهم را کسب کرده اند رهبرانی که بر این باورند که می‌توان نظم کهنی را که بر مبانی غیرعادلانه و صرفاً از نگاه قدرتمندان ترسیم شده، به چالش کشید و آن را به سمتی عادلانه سوق داد و اکنون این باور مدت‌هاست که از مرزهای جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران عبور کرده و انگیزه‌بخش بسیاری از نهضت‌های آزادی بخش در جهان شده است.

نمایش موجودیت‌ها