date_range یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸ access_time ۰۳:۳۹:۰۰ ب.ظ

جدال آزادی و سرکوب‌ها+فیلم

آزادی دردناک است اگر به قفس عادت کرده باشی. اگر هر روز به خودت دروغ بگویی، اگر هر روز خودت، دیگری و دیگران را سرکوب کنی.

به گزارش خبرنگار ایسنا-منطقه اصفهان، «شاید نجات یابیم» عنوانی قابل‌تامل برای تئاتری است که به کارگردانی میثم کیان، اجرای خود را از 23 خردادماه در سالن نمایش اصفهان آغاز کرده و پوسترها و تبلیغات آن در سطح شهر و فضای مجازی به کرات دیده می‌شود.

در بروشور تئاتر، یادداشتی از کارگردان آورده شده، به این شرح که «راحت بگویم، آزادی دردناک است اگر به قفس عادت کرده باشی. اگر هر روز به خودت دروغ بگویی، اگر هر روز خودت و دیگری و دیگران را سرکوب کنی. مردمان این جامعه راهی برای رشد پیدا نخواهند کرد و این یعنی سرانجام تلخ. شاید نجات یابیم، بازگویی همین تلخی است که تراژیک آغاز می‌شود و تراژیک پایان می‌یابد و کلمه (شاید) تیغ برنده‌ای می‌شود که روحمان را دائم زخمی می‌کند.»

چهارمین شب اجرای این تئاتر، ویژه خبرنگاران و عکاسان خبری است، به مجتمع فرهنگی هنری فرشچیان می‌روم و نمایش، با بیست دقیقه تاخیر آغاز می‌شود. گرمای شدید سالن باعث شده حضار، از بروشورها به‌عنوان بادبزن استفاده کنند و اگرچه سالن بلک باکس است اما نور بیرون، صحنه اجرا را تحت‌الشعاع خود قرار داده.

صحنه، تاریک تاریک است که نمایش، با آهنگی از آلبوم «رنگین کمان» ساخته سیمین باغچه‌بان، شروع می‌شود. آنچه در وهله اول، مخاطب را بیش از دیالوگ بازیگران جلب می‌کند، گریم متفاوت چهره آن‌هاست؛ به‌گونه‌ای که مخاطب با خود می‌پندارد هیچ المانی بهتر از مژه پر دار، برای نشان دادن بازیگران به شکل پرنده وجود نداشته است. حرکات و فرم بازی بازیگران زن، بسیار روان و منظم است. بیان دیالوگ‌ها به شکل موزیکال، حواس مخاطب را قبضه می‌کند.

نقطه مثبت کار، انتخاب دیالوگ‌های مناسب، درست در زمان خستگی مخاطب و یکنواخت شدن تئاتر است؛ هرچند در بعضی مواقع نیز مخاطب حس می‌کند که تئاتر بسیار طولانی شده اما این دیالوگ‌ها و حرکات بدنی بازیگران است که نمی‌گذارد، توجه مخاطب از تماشای تئاتر، به مسئله‌ای دیگر معطوف شود.

بازی بازیگر مردی که نقش صاحب و بازیگر زنی که نقش پرنده آزادی را دارد، نسبت به دو بازیگر زن دیگر که نقش دو پرنده در قفس را دارند، کم‌رنگ‌تر و در بعضی‌اوقات تصنعی‌تر است اما حرکات، دیالوگ‌ها و انتخاب موسیقی مناسب در حین اجرا، باعث همپوشانی و جلب رضایت مخاطب می‌شود.

داستان تئاتر هرچند به‌ظاهر ساده به نظر می‌رسد ولی مخاطب را دقایقی طولانی به فکر فرومی‌برد. احساس سرکوب، اسارت، شک و تردید، بازیچه قرار گرفته شدن، خفقان، درد و ناامیدی بر فضای داستانی تئاتر حاکم است و بیننده با بازیگران همذات پنداری می‌کند. 

«شاید نجات یابیم» یک تئاتر معناگرا و تلخ است. این تلخی، مخاطب را به فکر فرومی‌برد که آیا او نیز همچون پرنده‌ای در قفس زندگی خود دچار سرکوب ‌شده است؟ او در زندگی خود نقش کدام پرنده را دارد؟ پرنده‌ای است که احساسات خود را سرکوب کرده و به بهای امنیت، حاضر به آزادی خود از قفس نیست یا آن که بی‌پروا برای آزادی تلاش می‌کند و در لحظه مرگ می‌فهمد آزادی روحی و فکری از آزادی جسمی مهم‌تر است؟

این تئاتر، هرچند به‌خوبی دردناک بودن آزادی را به‌وسیله المان‌هایی مانند پرنده در قفس، صاحب پرنده و... به نمایش گذاشته اما مخاطب را با شکی بزرگ نسبت به آزادی خود تک و تنها می‌گذارد؛ شاید اصلاً هدف تئاتر این است که هر مخاطب، برداشت مستقلی از آن داشته باشد. 

کیفیت پخش صدای موسیقی، در چهارمین شب اجرا، به‌ویژه در لحظات پایانی تئاتر بسیار ضعیف و آزاردهنده بود، موردی که به ضعف زیرساخت سالن برمی‌گشت اما در نورپردازی، دکور و انتخاب لباس نیز ضعف‌هایی وجود داشت که انتخاب موسیقی‌های منطبق با متن، مثل آلبوم «رنگین کمان» و «زندگی دوگانه‌ ورونیکا» بر آن پرده می‌انداخت.

به گزارش ایسنا، تئاتر «شاید نجات یابیم» تا هفتم تیرماه هر شب راس ساعت 20:30 در تماشاخانه اصفهان روی صحنه می‌رود. 



انتهای پیام
نمایش موجودیت‌ها