date_range سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ access_time ۰۱:۲۷:۰۰ ب.ظ
تعداد 1 خبرگزاری دیگر این خبر را منتشر کرده‌اند.

خطای رفتاری در بازار سهام

خطای رفتاری در بازار سهام
منبع خبر: اقتصاد ایرانی
دسته خبری: اقتصاد|بورس

اقتصاد ایرانی: رصد بازارهای مالی کشور در شرایط فعلی اقتصاد نشان از حرکت های توده وار دارد. هر چند این روند در تمامی بازارهای سرمایه گذاری قابل مشاهده است، اما در بازارهای ارز و بورس با شدت بیشتری دنبال می شود. یکی از رفتارهای بشری که در زمینه های مختلفی نمایان می شود، رفتار توده وار یا همان رفتار گروهی (Herding Behavior) است. رفتاری که خواسته یا ناخواسته فرد را مجبور به تبعیت از اکثریت می کند. این امر در هر زمینه ای وجود داشته، اما رصد آن در بازارهای مالی نمود بیشتری دارد .

به گزارش دنیای اقتصاد، به طوری که کارشناسان معتقدند در زمان هایی که کمبود اطلاعات، عدم تقارن اطلاعات و عدم نقد شوندگی در بازارها افزایش می یابد، چنین رفتارهایی شدت می گیرد. در این راستا تجارت فردا در گفت وگو با علی ابراهیم نژاد، استادیار دانشگاه صنعتی شریف و تحلیلگر سابق شرکت Cornerstone Research آمریکا، به بررسی پدیده رفتار گروهی و آثار و تبعات آن پرداخته است. وی معتقد است افزایش قابل توجه تعداد معامله گران مبتنی بر بازخورد مثبت (یا دنباله رو روندها)، افق زمانی سرمایه گذاران و رواج داشتن معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی از جمله مهم ترین عواملی است که می تواند رفتار کلی بازار را به رغم وجود معامله گران عقلایی، یک سویه یا توده وار کند. چنین رفتارهایی در اقتصادهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه یافته رایج تر است .

پدیده رفتار توده وار چیست؟

علی ابراهیم نژاد در ابتدا به تشریح اصطلاح رفتار گروهی یا توده وار پرداخت و گفت: با عنوان این نوع رفتار بلافاصله به صورت ضمنی، یک تصویر غیرعقلایی و یک سوگیری رفتاری از سوی فعالان بازار به ذهن می آید. به عبارت دیگر، معمولا این اصطلاح، بار معنایی منفی دارد.وی در ادامه به بررسی این رفتار در سطح کل بازار و هم در سطح تک تک معامله گران پرداخت و گفت: در سطح کلان بازار، وقتی صحبت از حرکت توده وار می شود، معمولا مراد این است که همه قیمت ها در یک جهت و همسو با یکدیگر حرکت می کنند. گویی در بیشتر یا تمام سهم های بازار، فشار خرید (یا فروش) بر طرف مقابل می چربد و از این رو قیمت ها در یک جهت حرکت می کنند.ابراهیم نژاد ادامه داد: در سطح خرد، زمانی که می گوییم فلان معامله گر رفتار توده وار دارد، معمولا منظور این است که تصمیم وی برای خرید یا فروش، دقیقا هم جهت با روند جمعی است. به این معنا که اگر قیمت ها در حال افزایش است، او هم می خرد و اگر قیمت ها در حال کاهش است، می فروشد. در اصطلاح مالی، به این رفتار، معامله گری مبتنی بر بازخورد مثبت (Positive Feedback Trading) گفته می شود .

وی در ادامه تاکید کرد: معامله گری مبتنی بر بازخورد مثبت یا به اصطلاح عامه، رفتار توده وار، لزوما به معنای رفتار غیرعقلایی (Irrational) یک معامله گر نیست. به عنوان مثال، یک معامله گر ممکن است بر اساس اصول منطقی و با آزمودن داده های تاریخی به این نتیجه برسد که اگر سهمی دو روز منفی باشد، به احتمال بسیار بالایی روز بعد هم منفی خواهد بود. یا اینکه اگر سهمی در یک بازه زمانی کوتاه ۱۰ درصد یا بیشتر افت قیمت داشته باشد، این افت قیمت در روزهای بعد معمولا تا ۲۰ درصد ادامه پیدا خواهد کرد. در این صورت، وی ممکن است از سفارش حد ضرر (Stop-Loss Order) استفاده کند و مثلا اگر قیمت ها بیش از ۱۰ درصد افت کرد، بلافاصله سهام خود را بفروشد. این رفتار کاملا عقلایی بوده و می تواند سودده باشد .

ابراهیم نژاد ادامه داد: در بازارهایی مثل بازار آتی، ممکن است معامله گران عقلایی به دلیل نوسان زیاد قیمت ها دچار فراخوانی یا همان مارجین کال (Margin Call) شوند و اگر توانایی تامین منابع را نداشته باشند، ناچار به بستن موقعیت خود شوند. در این صورت، ممکن است به نظر برسد که معامله گر رفتار توده وار و غیرعقلایی دارد، در حالی که کاملا بر اساس منطق رفتار کرده است.  وی در ادامه با اظهار این مطلب که هر زمان یک معامله گر از روند بازار پیروی کند، نباید برچسب غیرعقلایی به آن بزنیم، گفت: فرض کنید در بازار دو گروه سرمایه گذار عقلایی و هیجانی داشته باشیم. بر اساس تئوری های مالی، اگر تعداد سرمایه گذاران هیجانی (که پیرو روند بازار هستند) از حد مشخصی کمتر باشد، زمانی که این معامله گران به دلیل هیجان و سوگیری های رفتاری، قیمت ها را به صورت غیرمنطقی از ارزش ذاتی دور می کنند سرمایه گذاران عقلایی و بلندمدت، در طرف مقابل معامله آنها قرار گرفته و با خرید دارایی های زیر قیمت (Under-Valued) و فروش دارایی های گران (Over-Valued) قیمت ها را به نقطه تعادل و ارزش ذاتی برمی گردانند. ابراهیم نژاد در ادامه تاکید کرد: به عبارت دیگر، استراتژی بهینه برای سرمایه گذار عقلایی در چنین بازاری، تصحیح خطای معامله گران گله ای است.به گفته این مدرس دانشگاه، اگر تعداد معامله گران هیجانی از حد مشخصی فراتر رود، استراتژی بهینه برای سرمایه گذاران عقلایی به طور کامل تغییر می کند. اتفاقا این سرمایه گذاران به صورت کاملا عقلایی تصمیم می گیرند همسو با بازار شوند و بعد از اینکه قطار رشد (یا سقوط) قیمت ها به انتهای خط نزدیک شد، قبل از بقیه از قطار پیاده شوند. به عبارت دیگر، در بازاری که غالب سرمایه گذاران، معامله گری با بازخورد مثبت می کنند، حتی معامله گران عقلایی هم ترجیح می دهند رفتار توده ای داشته باشند .

زمان تشکیل رفتار گروهی

ابراهیم نژاد در ادامه به بررسی زمان تشکیل چنین رفتارهایی در بازارهای مالی پرداخت و گفت: یکی از عواملی که می تواند رفتار کلی بازار را به رغم وجود معامله گران عقلایی، یک سویه یا توده وار کند، این است که تعداد معامله گران مبتنی بر بازخورد مثبت (یا دنباله رو روندها) از حد مشخصی فراتر رود. در این صورت، معامله گران عقلایی نیز به صورت کاملا منطقی تغییر رفتار داده و به اصطلاح، همرنگ جماعت می شوند. وی در ادامه به بررسی دومین عامل پرداخت و گفت: یک عامل مهم دیگر، افق زمانی سرمایه گذاران است که بر رفتار آنها تاثیر مستقیم دارد. اینکه چه عواملی بر افق سرمایه گذاری تاثیرگذار هستند تابع عوامل مختلفی است. اما به زبان ساده، در اقتصادی که نرخ بهره و تورم بالا باشد، مثلا اتفاقات مالی که پنج سال بعد قرار است بیفتد عملا ارزش کنونی ناچیزی دارد و لذا، سرمایه گذار صرفا بر افق کوتاه مدت که ارزش کنونی جریانات نقدی معنادار و قابل توجه است تمرکز می کند. علاوه بر آن، نوسانات اقتصادی و سیاسی و نااطمینانی های محیطی نیز به سرمایه گذار اجازه فکر کردن و برنامه ریزی برای افق بلندمدت را نمی دهد. ابراهیم نژاد در ادامه یکی دیگر از دلایلی که می تواند به رفتار توده وار دامن بزند، رواج داشتن معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی (Insider Trading) دانست و گفت: دو بازار را در نظر بگیرید که در یکی، معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی بسیار رایج است و معامله گران به محض مشاهده یک رفتار عجیب (مثلا فروش پرحجم) آن را با احتمال بالایی به داشتن اطلاعات نهانی از سوی فروشنده نسبت می دهند. در مقابل، بازار دیگری را فرض کنید که معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی به ندرت رخ می دهد. بنابراین مشاهده حجم بالای فروش، از نظر معامله گران لزوما به منزله داشتن اطلاعات نهانی منفی راجع به سهم نیست، بلکه به دلایلی همچون نیاز یک سرمایه گذار حقوقی به وجه نقد است. وی در ادامه توضیح داد: در بازار اول، معامله گران به محض مشاهده فروش پرحجم، آن را سیگنالی از اطلاعات نهانی منفی تلقی می کنند و با معامله گری تهاجمی (Predatory Trading) سعی می کنند قبل از سایرین سهم را بفروشند تا متحمل زیان نشوند. در مقابل در بازار دوم، به محض مشاهده حجم بالای فروش، از آنجا که سرمایه گذاران این فروش را علامت کاهش ارزش ذاتی تلقی نکرده و صرفا نیاز به نقدینگی از سوی یک سرمایه گذار می دانند، به جای معامله گری تهاجمی و هجوم برای فروش، تلاش می کنند سهم را خریداری کنند (Sunshine Trading). به گفته این کارشناس بازار سرمایه، در بازار اول آنچه مشاهده می شود این است که به محض بروز یک شوک منفی قیمتی، همه برای فروش سهم هجوم می آورند و به محض بروز یک شوک مثبت قیمتی، همه در صف خرید می نشینند. اما در بازار دوم، این رفتار گروهی مشاهده نمی شود و معامله گران در مقابل فشار خرید و فروش مقاومت بیشتری می کنند و لذا، رفتار توده وار کمتر مشاهده می شود .

اقتصادهای درگیر حرکت توده ای

ابراهیم نژاد در ادامه در پاسخ به این سوال که این الگو مختص چه نوع اقتصادهایی است؟ گفت: در این راستا پژوهش های بسیار زیادی صورت گرفته و عوامل متعددی شناسایی شده اند. به طور خلاصه، در اقتصادهای در حال توسعه در مقایسه با کشورهای توسعه یافته این پدیده رایج تر است.وی در ادامه به بررسی دلایل این امر پرداخت و گفت: یکی از دلایل مهم این است که در بازارهای در حال توسعه، به دلیل عدم اعمال قانون و نظارت کافی بر شرکت ها، معمولا اطلاعات مربوط به وضعیت کسب وکار شرکت و پتانسیل سودآوری آن به سادگی در اختیار بازار قرار نمی گیرد. به این ترتیب صورت های مالی نیز از دقت و قابلیت اتکای بالایی برخوردار نیستند. ابراهیم نژاد ادامه داد: به همین دلیل، فعالان بازار عمده تحلیل های خود را صرفا بر اساس اطلاعات مربوط به متغیرهای کلان بازار (مثل نرخ ارز و تورم) که در اختیار همه هست قرار می دهند. این باعث می شود که مثلا اگر نرخ ارز افزایش پیدا می کند، بازار نتواند به طور کامل تشخیص دهد که اثر آن روی دو شرکت مشابه مثلا گل گهر و چادرملو چه تفاوتی دارد و به همین دلیل، هردو این شرکت ها را مشابه هم می بیند .

شناسایی آسیب ها

این مدرس دانشگاه در ادامه به بررسی آسیب های ناشی از چنین رفتارهایی پرداخت و گفت: معمولا افرادی که دانش مالی و اقتصادی کمتری دارند و از توانایی مالی کمتری هم برخوردار هستند، در انتهای زنجیره نشر اطلاعات قرار دارند. به عبارت دیگر، بعد از همه خبردار می شوند که مثلا در بازار ارز یا طلا یا سهام فرصت سودآوری وجود دارد و قیمت ها در حال افزایش است.  ابراهیم نژاد ادامه داد: به همین دلیل، معمولا این افراد دیرتر از همه وارد می شوند و دیرتر از همه از بازار خارج می شوند. به عبارت دیگر در بالاترین قیمت ها می خرند و در پایین ترین قیمت ها می فروشند و بیشترین زیان را متحمل می شوند .

نگاهی به نقش سیاست گذار

این کارشناس بازار سرمایه در ادامه و در پاسخ به این سوال که نقش سیاست گذار و نهاد ناظر در جلوگیری از چنین رفتارهایی چیست، گفت: تاکید می کنم که نباید خطاهای رفتاری را تنها عامل بروز رفتار توده وار در بازار بدانیم. به این معنا که اگر ما تنها عامل رفتار توده وار را خطای سرمایه گذار بدانیم، یا کاملا از اصلاح خطاهای رفتاری ناامید می شویم (چون این خطاها عمدتا ریشه در ساختار ذهنی و غریزی انسان دارند و به سادگی قابل اصلاح نیستند)، یا در بهترین حالت، تنها راه را آموزش و فرهنگ سازی می دانیم. در حالی که اگر نقش عوامل دیگر، مانند افق کوتاه مدت سرمایه گذاری، رواج داشتن معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی و عدم دسترسی سرمایه گذاران به اطلاعات خاص شرکت را هم در این موضوع دخیل بدانیم، آن وقت است که نقش سیاستگذار بسیار پررنگ می شود و از آموزش و فرهنگ سازی صرف فراتر می رود .

ابراهیم نژاد ادامه داد: سیاستگذار در این حالت، می فهمد که اگر رایج بودن معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی به رفتار توده وار دامن می زند، اولویت اصلی خود را باید مبارزه و برخورد قانونی با این تخلفات بداند. عدم دسترسی سرمایه گذاران به اطلاعات دقیق و جزئی شرکت ها باعث می شود آنها فقط بتوانند بر اساس اطلاعات اقتصاد کلان (مثل نرخ ارز، نرخ خوراک و...) معامله کنند، لذا قیمت ها در بازار یک سویه خواهند بود و بازار نمی تواند سهم خوب و بد را از هم تفکیک کند.وی در ادامه افزود: در این صورت، اولویت اصلی خود را الزام شرکت ها به افشای هرچه بیشتر اطلاعات و شفافیت حداکثری می داند. به عنوان یک مثال دیگر، اگر سیاستگذار قائل به غیرعقلایی بودن اکثر فعالان بازار ارز باشد، ممکن است تصمیم بهینه را در این ببیند که حتی الامکان از شفافیت قیمت ها و باخبر شدن جامعه از افزایش قیمت ها جلوگیری کند که مبادا با هجوم مردم مواجه شود. برعکس، اگر سیاستگذار به این قائل باشد که یکی از عوامل حرکت توده وار، کمبود اطلاعات درست و شفاف و قابل اتکاست، اتفاقا تلاش می کند قیمت ها را شفاف و دقیق در اختیار جامعه قرار دهد.ابراهیم نژاد در ادامه تاکید کرد: در واقع سیاستگذار به سرمایه گذاران به دید مشتی معامله گر غیرعقلایی و هیجان زده که صرفا نیازمند نصیحت و آموزش هستند نگاه نمی کند، بلکه به دنبال اصلاحات زیرساختی در بازار می رود. به گونه ای که زمین بازی طوری تغییر کند که بازار به جای رفتار دسته جمعی و یک سویه، مبتنی بر ارزش ذاتی دارایی ها و به صورت کارآ فعالیت کند .

نمایش موجودیت‌ها