date_range دوشنبه ۴ تیر ۱۳۹۷ access_time ۰۲:۱۷:۰۰ ب.ظ

پس از 6 سال، راز مفقود شدن مرد مشهدی فاش شد شوهرکشی برای ازدواج شیطانی!

پس از 6 سال، راز مفقود شدن مرد مشهدی فاش شد شوهرکشی  برای ازدواج  شیطانی!
منبع خبر: قدس‌آنلاین
دسته خبری: جامعه|خانواده

من هم به همسرم گفتم من را طلاق بده، اما او مخالف طلاق من بود. این مسائل ادامه داشت تا اینکه علی به من گفت که نقشه‌ای کشیده‌ام تا از شر شوهرت نجات پیدا کنیم.

به گزارش قدس آنلاین ، مرد جوانی که 6 سال پیش برای استمرار ارتباط شیطانی با یک زن، شوهر او را در یک جنایت هولناک به قتل رساند و مقتول را درون چاه 25 متری انداخته بود، روز گذشته به همراه زن خیانتکار، به محل جنایت منتقل شد و صحنه قتل را در حضور بازپرس ویژه قتل عمد مشهد و تیم بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی استان، بازسازی کرد.
صبح روز گذشته خودروی حامل عاملان جنایت در خانه دو طبقه، وارد خیابان توس 43 شد و لحظاتی بعد بازپرس میرزایی دستور انتقال مرد و زن جنایتکار را به محل صادر کرد. 
بر همین اساس قاضی ویژه قتل مشهد، دستور آغاز بازسازی صحنه جنایت در طبقه دوم را صادر می‌کند و از متهمان می‌خواهد مراقب اظهارات خود باشند.
ابتدا افسر پرونده در مقابل دوربین دستگاه قضایی، شیوه لو رفتن ماجرا را بیان می‌کند و در این رابطه می‌گوید: 6 سال از اعلام گم شدن مقتول می‌گذشت که مجدد همسر مقتول برای دریافت توضیحات بازداشت شد. در تحقیقات فنی وی پرده از جنایت برداشت و معترف شد که همسرش گم نشده بلکه کشته شده است؛ پس از آن او دقیقاً نحوه جنایت را در اعترافات شرح داد.
بنا بر این گزارش، قاضی ویژه قتل عمد از زن مقتول می‌خواهد به صورت دقیق ماجرا را بیان کند و به تصویر بکشد.
او گفت: مدتی بود که باعلی (عامل اصلی جنایت) آشنا شده بودم، چند وقتی از ارتباط ما گذشت که او به من گفت عاشقت شده‌ام! من هم که شوهری معتاد و عصبانی داشتم، خام مهربانی‌های او شدم و ارتباط شیطانی و پنهانی ما آغاز شد. این ملاقات‌ها ادامه داشت تا آنکه یک روز همسرم، من و علی را در بهشت رضا(ع) با هم دید و همه چیز لو رفت.
مدتی بعد علی از من خواست تا از او طلاق بگیرم و با او ازدواج کنم. من هم به همسرم گفتم من را طلاق بده، اما او مخالف طلاق من بود. این مسائل ادامه داشت تا اینکه علی به من گفت که نقشه‌ای کشیده‌ام تا از شر شوهرت نجات پیدا کنیم؛ برای همین به دنبال تهیه اسلحه هستم. اما مدتی بعد با من تماس گرفت و گفت چند قرص خواب آور تهیه کن و به همسرت بخوران تا من کار را یکسره کنم. این شد که قرص‌ها را با هم تهیه کردیم و به خانه رفتم.
همسرم خواب بود که دست به کار شدم، ابتدا نصف یک قرص خواب آور را به دخترم دادم و زمانی که او در اتاق دیگر به خواب فرو رفت به سراغ همسرم آمدم. او کنار مبل‌ها و در گوشه‌ای از اتاق پذیرایی روی زمین خوابیده بود. چندین قرص را داخل آب حل کردم، اول کمی مزه کردم دیدم خیلی تلخ است و از خوراندن آب به او منصرف شدم.
کمی بعد همسرم را بیدار کردم و به بهانه کمر دردی که داشت،قرص خواب آور را به او دادم و او هم آن را خورد. لحظاتی بعد علی به گوشی من پیام داد و گفت چه کردی؟ گفتم قرص را به او دادم و او هم گفت زود باش یک قرص دیگر هم به او بده؛ قرص دوم را هم به او دادم. او دوباره تماس گرفت و گفت یک آمپول هوا هم به او بزن، اما من توان این کار را نداشتم و گفتم نمی‌توانم!
علی گفت یک نفر را می‌فرستم تا همسرت را با کمک تو از خانه خارج و مابقی نقشه را عملی کنیم، مدتی بعد پسر جوانی آمد، اما همین که می‌خواستیم او را به پایین ببریم بیدار شد، برای همین مردجوان فرار کرد.
با فرار مرد جوان، علی آمد در حالیکه‌ همسرم هنوز خواب بود، علی چاقو و یک طناب هم با خودش آورده بود و کنار بدن همسرم گذاشت و از من خواست تا یک روسری به او بدهم. من هم این کار را کردم و در حالی که همسرم روی شکم خوابیده بود، او روی پشتش نشست و روسری را دور گردن همسرم انداخت و شروع به کشیدن کرد. همسرم بیدار شد و تلاش کرد تا از جایش بلند شود ولی علی او را رها نکرد، تا اینکه همسرم در نزدیکی آشپزخانه روی زمین افتاد و دیگر حرکتی نکرد و علی چشم‌های همسرم را که نیمه باز مانده بود، بست.
بعد از آن من دخترم را برداشتم و به خانه مادرم رفتم، علی هم از آنجا رفت. جنازه یک روز در محل بود تا اینکه او از من خواست شبانه به خانه برگردیم و جنازه را به روستای سهل الدین منتقل کنیم. جنازه را پایین بردیم و می‌خواستیم داخل صندوق عقب پراید علی قرار دهیم اما جا نشد. جنازه را روی زمین گذاشتیم، چون من پای لخت بودم. برگشتم تا کفش پایم کنم و زمانی که برگشتم، او جنازه را روی صندلی عقب ماشینش گذاشته بود. به سمت روستای مذکور رفتیم و جنازه شوهرم را داخل چاهی که علی از قبل شناسایی کرده بود، انداختیم.
اظهارات همسر جنایتکار در حالی بود که قاضی ویژه قتل عمد از ماموران خواست دستبند متهم به قتل را باز کنند تا او هم صحنه جنایت را بازسازی کند.
عامل اصلی جنایت، در تشریح جنایت هولناکی که 6 سال سر به مهر ماند تا اینکه تیزبینی قاضی ویژه قتل مشهد موجب ورود ماموران به تاریکخانه این پرونده جنایی شد، گفت: من در یک آژانس کار می‌کردم و به این واسطه چند باری برای خانواده مقتول سرویس رفتم. رابطه شیطانی من و همسر مقتول به همین واسطه آغاز شد. مقتول و همسرش با هم اختلاف‌های شدیدی داشتند. اول قرار شد او از همسرش طلاق بگیرد تا با هم ازدواج کنیم، اما این کار انجام نشد. تا اینکه نقشه شوم را کشیدیم.
قرص‌های خواب آور را از یک داروخانه در قاسم‌آباد خریدیم. پس از آنکه قرص‌ها را همسر مقتول به او داد، من به خانه آن‌ها رفتم. اما من چاقو همراه نداشتم و همسر مقتول دروغ می‌گوید.
زمان ورود من، قرص‌ها اثر کرده بود و مقتول به خواب فرو رفته بود. به او (زن خیانتکار) گفتم یک روسری به من بده، اوهم یک روسری سیاه به من داد، به سرعت روسری را از پشت سر مقتول دور گردنش پیچاندم و کشیدم، درهمان حال او بلند شدو کمی آن‌طرف‌تر به زمین خورد، همین که صدای «خرخر » گلویش را شنیدم، رهایش کردم و همسر مقتول روسری را از من گرفت و محکم کشید.
در ادامه جنازه را به روستای پدری‌ام بردیم و با کمک زن مقتول، همان طور که پتو پیچ بود، با پا داخل چاه انداختیم. در این سال‌ها هیچ وقت از آن محل رد نشدم و مسیر دیگری برای رفتن به روستای پدری انتخاب کرده بودم.
درحالی قاضی ویژه قتل مشهد پایان بازسازی صحنه جرم را اعلام کرد که زن هوسران قبل از آن عنوان کرد، من اصلاً روسری را دور گردن همسرم نپیچیدم و علی دروغ می‌گوید. این ادعا در حالی بود که با توجه به اعلام افسر پرونده در حرف‌های متهم به قتل تناقض دیده می‌شود.
 

نمایش موجودیت‌ها