date_range سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷ access_time ۱۰:۳۷:۵۸ ب.ظ
تعداد 1 خبرگزاری دیگر این خبر را منتشر کرده‌اند.

نوروز در آذربایجان رنگ و لعاب بیشتری دارد بهار در آذربایجان به معنای واقعی نوعی رستاخیز است

شاعر و پژوهشگر اردبیلی گفت: نوروز در آذربایجان رنگ و لعاب بیشتری دارد و بهار در آذربایجان به معنای واقعی نوعی رستاخیز است.     مهدی میرزارسول‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، منطقه اردبیل گفت: همه اقوام ایران بزرگ، چه آنهایی که هنوز جزو کشور ایران محسوب می‌شوند و چه آنهایی که در طول قرن‌ها، از خاک ایران جدا شده‌اند، نوروز را ایامی برای جشن و سرور می‌شناسند. اما نوروز در آذربایجان رنگ و لعاب بیشتری دارد و پرشورتر از سایر نقاط ایران برگزار می‌شود.     وی بهار را رستاخیز آذربایجان عنوان کرد و گفت: آذربایجان، به دلیل شرایط اقلیمی و جغرافیایی خاص، دارای زمستانی بسیار سرد و تابستانی معتدل است. شب‌های زمستان در آذربایجان قدیم، شب‌های سرد و تاریکی بود و به علت دشواری تامین سوخت و مایحتاج، رهایی از آن و رسیدن به بهار، پیروزی بزرگی محسوب می‌شد.     میرزارسول‌زاده ادامه داد: وجود زمستان‌های سخت و جانفرسا باعث شده بود که مناسبت‌هایی نظیر شب یلدا در آذربایجان، در شب‌های طولانی زمستان که تفریحی جز در کنار خانواده بودن، وجود نداشت، غنیمتی بزرگ محسوب می‌شد. حتی بازی‌های محلی آذربایجان نیز به دو نوع تقسیم می شوند. بازی‌هایی مانند اوزوک اوزوک، اوزوک گیزلتدی و ایگنه ایگنه، که در زمستان و دور کرسی گرم انجام می‌شده  و بازی‌های دیگر نظیر اوستام باز، بوجاق توتدو، پیل آغاجی که به صورت میدانی و در محیط بیرون انجام می‌شده و ویژه روزهای گرم سال بوده است.     این پژوهشگر اردبیلی با بیان اینکه بهار در آذربایجان، به معنای واقعی نوعی رستاخیز است، خاطرنشان کرد: با فرارسیدن نوروز، روح حیات در جسم بی‌جان طبیعت دمیده می‌شود. شاید در سایر مناطق جغرافیایی و اقلیم‌های گرم و خشک یا معتدل، نوروز چنین رسالتی نداشته باشد. به عنوان مثال، نوروز در شهری کویری که دارای پوشش گیاهی چندانی نیست یا در شهری که دارای آب و هوای گرم و استوایی است یا در مناطق جنگلی که دارای آب و هوای معتدل هستند، نمود و جلوه چندانی ندارد و نقطه عطف بین زمستان و بهار به حساب نمی‌آید. ولی در آذربایجان چنین نیست و نوروز، زایشی برای طبیعت است و نوید روزهای خوب را می‌دهد. روزهایی که سیاهی زمستان را پشت سر گذاشته و خود را به آغوش بهاری سرسبز می‌سپارند.     کَل وَز شاعر و پژوهشگر اردبیلی گفت: ساکنان اردبیل روز سیزدهم آذر ماه یعنی 17 روز مانده از فصل پاییز را کلوز (با فتحه حروف اول و سوم و سکون حروف دوم و آخر) می‌نامند و بر این باورند که اگر در چنین روزی برف ببارد در روزهای پس از آن نیز ریزش‌های پی در پی برف سبب ماندگاری برف و سرما تا پس از عید نوروز در منطقه خواهد شد.     سولار نوروزی وی خاطرنشان کرد: مردم در اولین چهارشنبه اسفندماه به کنار آب‌های روان رفته و جشن سولار نوروزی برگزار می‌کردند. در سولار نوروزی، زنان و دختران کوزه‌های کهنه سال قبل را می‌شکنند و در کوزه‌های تازه‌ای که خریده‌اند از آب‌های جاری پر کرده و در چهارگوشه اتاق می‌ریزند. 
میرزارسول‌زاده ادامه داد: در دومین چهارشنبه اسفندماه برخلاف رسم امروزی مردم بر روی تپه بزرگی آتش روشن می‌کردند و از روی آن می‌پریدند و چهارشنبه آتش را جشن می‌گرفتند. از گذشته آتش به دلیل تاثیری که در حیات آدمی داشته مقدس بوده و به مناطقی که آتش برپا می‌شد به اصطلاح «اوجاق» می‌گفتند. 
مدرس دانشگاه های اردبیل گفت: سومین چهار شنبه به باد اختصاص دارد. اصطلاح «وعده یلی» که در بین اردبیلی‌ها متداول است، به بادی گفته می‌شود که پیام‌رسان نوروز است بر اساس همین باور شکل گرفته است.  وی اضافه کرد: در آخرین چهارشنبه اسفند، جشن چهارشنبه خاک برگزار می‌شود. کشاورزان روی زمین‌های زراعی خود رفته و آن را بیل می‌زنند و علف‌های هرز را پاک‌سازی می‌کنند.     نورورز در ادبیات آذربایجان میرزارسول‌زاده خاطرنشان کرد: برای بررسی تاریخ هر ملت و هم قومی ابتدا باید ادبیات آن قوم را مورد بررسی قرار داد؛ زیرا ادبیات، جلوه‌گاه آداب و رسوم و عقاید هر ملت است، از این روست که جلال آل احمد اعتقاد دارد: «اصیل‌ترین اسناد تاریخی هر ملتی ادبیات است. مابقی جعل است». بررسی ادبیات و شعر آذربایجان نیز بر ادعای پررنگ بودن نوروز در آذربایجان، صحه می‌گذارد.     شاعر و پژوهشگر اردبیلی گفت: یکی از بارزترین این نمونه‌ها، حیدر بابای استاد شهریار است. به ضرس قاطع، حیدر بابا دارای محلی‌ترین نشانه‌ها و ویژگی‌های آذربایجان است و حیدر بابای شهریار، دایره‌المعارف کوچکی از آداب و رسوم رایج در آذربایجان است و دُرجی گرانقیمت است که چنین جواهرات نابی را در خویش نگاه داشته است.     میرزارسول‌زاده تصریح کرد: «نورورز گولی» و «قار چیچه کی»، اولین گل‌های بهاری در آذربایجان هستند. در بعضی مناطق، «پیش پیشی» یا بیدمشک نیز جزو اولین رُستنی‌های بعد از زمستان است.     این پژوهشگر اردبیلی گفت: توجه به آداب و رسوم محلی و فولکلور آذربایجان، یکی از از ویژگی‌های بارز شعر شهریار به ویژه منظومه حیدربابا به شمار می‌رود، ساختن صحنه‌هایی ماندگار از مراسم چهارشنبه سوری و آداب عید نوروز در آذربایجان، جانمایه منظومه حیدربابا را تشکیل می‌دهد و یکی از این آداب، مراسم شال ساللاماق (آویزان کردن شال) است و یادآوری این صحنه‌ها، منجر به آفرینش ابیات زیبایی است. این رسم در اصل بدان گونه است که در وسط سقف خانه‌های روستایی روزنه‌ای برای تهویه و خروج دود تنور تعبیه می‌کردند که در اعیاد، کاربرد ثانویه‌ای نیز داشت که «شال ساللاماق» یکی از آنهاست. به این ترتیب که از شب چهارشنبه سوری به بعد، اشخاص، به صورت ناشناس به پشت بام‌ها رفته و شال‌های رنگین خود را به منظور ستاندن عیدی آویزان می‌کردند. صاحبخانه معمولاً صاحب شال را از روی شالش شناسایی می‌کرد و  بنا بر فراخور مالی خویش و متناسب با موقعیت صاحب شال،  به رسم عیدی چیزی به سر شال او می‌بست. اغلب عیدی‌ها در آن زمان، جوراب‌های پشمی گلدار و دستمال‌های ابریشم، سازدهنی بچه‌ها، تخم‌مرغ‌های رنگی، آجیل، شیرینی و تنقلات بود و نیازی به تشریفات چندانی نداشت. شادکردن کودکان، مخصوصا آنهایی که از فقر مالی رنج می‌بردند، ماحصل این رسم بود و در عین حال یکی از مراسم باشکوه و مفرح ایام عید بود.     وی ادامه داد: در منازلی که دارای این روزنه نبودند، مراسمی با نام «قورشاق آتماق» یا شال انداختن، اجرا می‌شد و صاحب شال یا دستمال، بدون اینکه دیده شود، دستمال خود را از درب منزل صاحبخانه به داخل می‌انداخت و بدین ترتیب، عیدی می‌گرفت.   میرزارسول‌زاده خاطرنشان کرد: در آذربایجان، هر 4 چهارشنبه آخر سال دارای ارزش و احترام است. البته در وجه تسمیه این چهارشنبه‌ها، در مناطق مختلف آذربایجان، کمی اختلاف است ولی عموما اولین چهارشنبه را «خبرچی چارشنبه»، دومی را «کول چارشنبه» یا «کوله چارشنبه»، سومی را «گول چارشنبه» و چهارشنبة پایانی را «اود چارشنبه» می‌نامند.     وی ادامه داد: قبل از فرارسیدن نوروز، نوسازی و تزیین خانه به مناسبت رسیدن بهار، در دستور کار زنان قرار می‌گرفت. یکی از این کارها سفیدکردن دیوار اتاق‌ها و رنگ‌آمیزی آنها با گل سرخ و سفید بود. بدین ترتیب که ابتدا با استفاده از خاک سفید، گل سفیدرنگی تهیه می‌شد و همه دیوار، با استفاده از آن سفید می‌شد. بعد با گل سرخ رنگ، گلی به رنگ سرخ تهیه می‌شد و نیمه پایینی دیوار با گل سرخ اندود می‌شد. سپس روی این نیمه سرخ، نقوشی نظیر قیچی، فنجان، شتر، بز و غیره کشیده می‌شد.     میرزارسول‌زاده گفت: «یومورتا چاققیشدیرما» هم از بازی‌های مرسوم در ایام قبل از عید به ویژه چهارشنبه سوری بود. روش این بازی چنین بود که دو پسر بچه، هر کدام تخم مرغی به دست می‌گرفتند و از نوک سفت تحم مرغ، به هم می‌کوبیدند و تخم مرغ هرکدام که می‌شکست، بازنده اعلام می‌شد و می‌بایست تخم مرغ شکسته‌اش را به حریف بدهد.
انتهای پیام انتهای پیام
نمایش موجودیت‌ها